رمد دارد دو چشم اهل ظاهر * كه از ظاهر نه بيند جز مظاهر
عدم كى راه يابد اندر اين باب * چه نسبت خاك را با رب ارباب
عدم چبود كه با حق و اصل آيد * وز او سير و سلوكى حاصل آيد
اگر جانت شود زين معنى آگاه * بگوئى در زمان استغفر اللّه
منزه ذاتش از چند و چه و چون * تعالى شأنه عما يقولون
بدانكه صوفى يك فرقه بيش نيست باعتبار رجوع ايشان بخلق جهت ارشاد عباد باذن اللّه تعالى مسمى بشيخ و مجذوب مىشوند .
ببايد دانست كه طبقات مردم على اختلاف مراتبهم بر سه قسمند : نخست مرتبه كاملان و آن طبقه عليا است ، دويم مرتبه سالكان طريق كمال و اين طبقه وسطى است ، سيم مقيمان كوى طبيعت و اين طبقه سفلى است . كاملان فرقه مقربان و سابقانند ، و سالكان زمرهء ابرار و اصحاب يميناند ، و مقيمان زاويهء نقصان قوم اشرار و اصحاب شمالند چنان كه آيهء كريمه شاهد بر اينست
« وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ »
اهل سابقون و مقربون بعد از انبياء عظام و اوصياء گرام مطلق ايشانند و ايشان دو طايفهاند اول مشايخ صوفيهاند كه بهواسطه كمال متابعت رسول مختار و ائمهء اطهار به مرتبه كمال كه عبارت از فناى حقيقى عين سالك است در احديت ذات بقرب فرائض و فناء و اضمحلال او است در احديت جمع بقرب نوافل و بعد از فناء رجوع بخلق كرده و بطريق متابعت مأذون شدهاند و بهدايت خلق مأمور گشتهاند و اين رجوع بخلق را تعبير از آن ببقاء باللّه مىنمايند ، اين طايفه كاملان و مكملند جناب حق سبحانه و تعالى ايشان را به عين عنايت بعد از استغراق در بحر توحيد از شكم نهنگ فنا بساحل بقا خلاصى ارزانى فرموده تا آنكه خلق را بطريق نجات و فوز بدرجات دلالت نمايند .
اما طايفه دويم آن جماعتند كه بعد از وصول به درجه كمال كه عبارت از فناء است حواله تكميل و رجوع بخلق به ايشان نشده در وادى فناء چنان مفقود و نابود گرديدهاند كه از ايشان اثرى و خبرى به ناحيه بقا نرسيده و در زمرهء سكان قباب عزت انخراط