تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
بعضى گفته‌اند كه . « التصوف اكتساب الفضائل و محو الرذائل يعنى تصوف كسب نمودن اوصاف حميده است و بر طرف گردانيدن اوصاف رذيله است . و برخى گفته‌اند « التصوف ترك الفضول و حفظ الاصول » يعنى تصوف ترك نمودن آنچه در آخرت به كار نيايد و حفظ كردن آنچه در آخرت كار گشايد . قومى گفته‌اند « التصوف ثبوت القلب عند خدمة الرب » يعنى تصوف ثابت داشتن قلب است در وقت طاعت پروردگار . و طايفه‌ئى گفته‌اند « التصوف حفظ الاسرار و حب الابرار و مجانبة الاشرار » يعنى تصوف پنهان داشتن آنچه از معارف بر او وارد شود از غير محرم و دوست داشتن نيكوكاران و دورى نمودن از بدكاران . و فرقه‌اى گفته‌اند « التصوف رفض الهوى و ملازمة التقوى » يعنى تصوف ترك هوا و تمناى نفسانى و ملازمت پرهيزكارى است . و زمره‌اى گفته‌اند « التصوف شكر على النعم و صبر على النقم » يعنى تصوف شكرگزارى نعمتهاى حضرت الهى است و صبر نمودن بر بلاها و مصيبتها است . و گروهى گفته‌اند « التصوف طرح النفس فى العبودية و تعلق القلب بالربوبية » يعنى تصوف انداختن نفس است در عبوديت و متعلق گردانيدن دل است در آثار ربوبيت و جماعتى گفته‌اند « التصوف فناء الناسوتية و ظهور اللاهوتية » يعنى فانى دانستن ناسوتست و مراد از ناسوت ما سوى اللّه است و ظهور و غلبه الوهيت است . شيخ شهيد اول گفته « الصوفية المشتغلون بالعبادة و المعرضون عن الدنيا و المقبلون على الآخرة » يعنى صوفيه آنانند كه مشغولند به عبادت پروردگار خود و اعراض نموده‌اند از دنيا و رو آورده‌اند به آخرت . دانائى گفته « الصوفى كالارض يطأها البر و الفاجر ، و كالسحاب تظل كل شىء ، و كالمطر يسقى كل شىء » يعنى صوفى مانند زمين است كه پا مىگذارد بر سر او نيكوكار و بدكردار ، و بسان ابر است كه سايه مىاندازد بر سر هر چيز ، و مثل بارانست كه