تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
بحار الانوار خود نسبت اين كتاب را بشيخ عماد الدين محمد بن ابى القاسم على الطبرى داده به اسنادش « قال رسول اللّه من سره ان يجلس مع اللّه فليجلس مع اهل التصوف » يعنى حضرت رسول فرموده كه هر كه را خوش مىآيد و مسرور مىشود با آنكه همنشين خداى تعالى باشد پس بايد بنشيند با اهل تصوف ، مقوى اين مطلب حديث قدسى است كه حق سبحانه و تعالى فرموده « انا جليس من ذكرنى » يعنى من جليس آن كسم كه ذكر و ياد من نمايد ، صوفيان اهل ذكرند پس حضرت اللّه تعالى جليس ايشانست بيت :
هر كه خواهد همنشينى با خدا * گو نشين اندر حضور اولياء
صوفى ولى است و ولى صوفى است . و نيز در آن كتاب روايت نموده كه « قال رسول اللّه لا تطعنوا على اهل التصوف و الخرق فان اخلاقهم اخلاق الانبياء و لباسهم لباس الانبياء » يعنى حضرت رسول فرمود طعن مكنيد و عيب منمائيد بر اهل تصوف و خرقه‌پوشان پس به درستى كه اخلاق و اوصاف ايشان اخلاق و اوصاف انبياء است و لباس ايشان لباس انبياء است . و نيز در آن كتاب مرويست كه « قال رسول اللّه راغبو فى دعاء اهل التصوف و اصحاب الجوع و العطش فان اللّه ينظر اليهم و يسرع فى اجابتهم » يعنى حضرت رسول فرمود كه ميل نمائيد و دعا طلب كنيد از اهل تصوف و گرسنگان و تشنگان يعنى روزه‌داران پس به درستى كه حق سبحانه و تعالى نظر رحمت مىكند بسوى ايشان و زود اجابت مىنمايد دعاى ايشان را . و در كتاب غوالى اللئالى ابن ابى للجمهور الاحسائى كه ملا محمد باقر در فهرست بحار الانوار نسبت اين كتاب را بابن جمهور داده روايت شده كه « قال امير المؤمنين التصوف اربعة احرف تاء و صاد و واو و فاء ، التاء ترك و توبه و نقى ، الصاد صبر و صدق و صفاء ، الواو ورد و ود و وفا ، الفاء فرد و فقر و فنا » يعنى حضرت امير فرمود كه تصوف و معنى آن كسى كه مسمى بتصوف است چنان كه اين اسم چهار حرفست به ترتيب مذكور هر حرفى از آن مشتملست بر سه وصف كه مجموع دوازده وصف مىشود پس مىبايد شخصى كه مسمى به اين اسم باشد بدين صفات دوازده‌گانه نيز بايد متصف باشد تا آنكه