تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
بطلان اعتقادات فاسدهء ايشان بر هريك چند وجه ظاهر و باهر است . ديگر آنكه اين فرقه در معرفت وجود بارىتعالى و اسماء و صفات و حقيقت اشياء سخن مىرانند و خود را اهل طريقت و معرفت و كشف و الهام مىدانند و بذكر خفى و جلى كه بدعت است مشغول مىشوند و از خلق منزوى شده بگرد لذات جسمانى و نفسانى نمىگردند همهء اين اطوار و كردار اختراع در دين و بدعت در ملت سيد المرسلين مىباشد جميع سلاسل صوفيه اختراعى است و بر ائمهء معصومين منسوب نيست بيت :
گر بگويم تا قيامت زين كلام * صد قيامت بگذرد وين ناتمام
لاجرم بر اين طايفهء مضله اهانت رسانيدن لازم و اذيت نمودن متحتم است و در اين باب احكامات زياد از جناب حاجى محمد حسن قزوينى مجتهد زمان و ميرزا باقر ملاباشى مقلد ايشان و شيخ موسى اخبارى ساكن بلدهء مذكوره و حاجى ميرزا هادى ابن شيخ عبد البنى امام جمعه و جماعت و ملا احمد يزدى ساكن همدان به نظر داعى رسيده و فتاوى جمعى از علماء اعلام ديگر ايران مسموع گرديد . اين بود خلاصهء كلام علماى ظاهرى كه مذكور گشت .

گفتار در بيان مبدأ اشتقاق لفظ صوفى و زمان وضع آن

بر ضمير منير آفتاب تنوير اصحاب ايقان و بر رأى معرفت‌پيراى ارباب عرفان مستور و پوشيده نماند كه اين فرقه مىگويند كه صوفى مشتق است از صفوة المال يعنى برگزيده و منتخب آن . چون بعد از مرتبه نبوت و ولايت مطلقه كه وصى نبى است اين فرقه اجل و اعزّ بنىآدمند زيرا كه هر چيزى را سه مرتبه است : ادنى ، و اوسط ، و اعلى . زمرهء انبياء و اوصياء اعلى نوع انسانند و فرقه صوفيه اوسط نوعند لاجرم برگزيده‌اند چون ياى نسبت بر « صفوة » الحاق نمودند صفوى شد چون لفظ كثير الاستعمال بود در زبانها ثقيل مىنمود « واو » را كه لام الفعل است بجاى « فا » كه عين الفعل بود نهادند و « صاد » را به مجانست و او ضمه دادند صوفى شد .