ابا ذر غفارى را مخاطب ساخته فرمود كه
« يا ابا ذر يكون فى آخر الزمان قوم يلبسون الصوف فى صيفهم و شتائهم يرون الفضل لهم بذلك على غيرهم اولئك يلعنهم ملائكة السماء و الارض »
بنابراين فرقه صوفيه مردود حضرت الهى و مطرود جناب رسالت پناهى مىباشند . و حديث ديگر از حضرت على بن موسى الرضا عليه آلاف التحية و الثناء مرويست كه آن جناب فرمود
« و من ذكر عنده الصوفية و لم ينكرهم بلسانه او قلبه فليس منا و من انكرهم فكانما جاهد الكفار بين يدى رسول اللّه
. از مضمون حديث ثانى معلوم مىگردد كه جماعت صوفيه مانند كفار حربى مىباشند اخبار و آثار در مذمت ايشان بسيار است بلكه در حقيقت صوفيه از اهل نفاقند بر وفق آيهء
« إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ »
جاى ايشان در دوزخ معين و مقرر است .
اين فرقه ضال و مضل و گمراهكنندگانند مردم را ، بل اشد از جماعت كفارند ، در شيطنت شياطين را سالارند زيرا كه قوم كفار بدين اسلام كار ندارند و در وادى اضلال مسلمين قدمى نمىگذارند و در ضلالت و غوايت اهل ايمان نمىكوشند و كسوت تزوير و خدعه جهت گمراهى نمىپوشند لباس صلاح و سداد در بر كرده جماعت مسلمانان را در ضلالت و گمراهى نمىاندازند و مانند اين فرقه بآيات فرقانى و احاديث نبوى تمسك جسته مؤمنان را تباه و گمراه نمىسازند و خود را بخاتم الانبياء و سيد الاوصياء منسوب نمىنمايند و براى تبه نمودن خلق از اقوال اهل بيت طاهرين استدلال نمىفرمايند .
اين فرقه مضله بيست و يك طايفهاند و بعضى برآنند كه هفده طايفهاند هر يك از ايشان طنبور ديگر مىنوازند و خلق را به نوعى گمراه مىسازند مردم عوام بسخنان ضلالت بنيان ايشان فريفته مىشوند و سادهلوحان بكلام پريشان انجام آنها مىگروند .
ببايد دانست كه علماء اصول مذهب اين فرقه را دو گفتهاند و بعضى به چهار قايل شدهاند و جمعى شش و برخى هفت فرمودهاند ، ظاهرا بر وفق جهات سته اصل آن طايفه