فاطم الاحباب ذى حسن و زين * عن مصاص الام ذى كره و شين
اسمها من اسم ذاتى فطرا * وجهها من نور وجهى نوّرا
آدما هذا الحسن هذا الحسين * شرح صدر و ضوء قلب و نور عين
و انا المحسن و احسانى جميل * و انا المجمل و اجمالى جليل
مىگويند كه معصوم بر هرچه اقدام نمايد حق است و اقوال و افعالش حجت و كسى نمىتواند براى امام تكليف مقرر نمايد و ابواب تكليف بر وى معصوم گشايد زيرا كه ما سواى معصوم در عقل قاصر و در علم جاهل است جاهل و ناقص العقل تكليف اعلم و اكمل خود را نمىداند خود مفتى اين كلام نيست « 1 » كه محاط بر محيط احاطه كند و نادان دم از دانش انسان كامل زند ، اى نادان شكوه دانش مربوط به دو نفر يا چهار نفر گواه است اگر ايشان بگويند كه چنين است تو خواهى گفت همين است و اگر ايشان بگويند آن بىفروغ است تو خواهى گفت اين از اصل دروغ است ، هميشه در افعال و اعمال شكاكى و در استخراج تكليف خويش بىادراكى ، فعل و قول تو همگى منوط به ظن و گمانست و به هرچه اقدام نمائى پاى گمانت در ميان ، تو كه در كار خويش حيرانى تكليف انبياء را چه مىدانى .
ديگر مىگويند ائمهء هدى در امامت و ولايت يكسانند و در عصمت و طهارت بىزياده و نقصان ، همگى از يك نورند و ثمره يك شجرند « اولنا آخرنا و آخرنا اولنا » .
مخفى نماند كه چون در اين مجموعه عنقريب احوال فرقه صوفيه مذكور خواهد شد انسب و لايق چنان مىنمود كه نخست اقوال علماء ظاهر در حق صوفيه گفته شود .
گفتار در اعتقاد علماء ظاهر در حق صوفيه
بر ارباب دانش و اصحاب بينش مستور نماند كه زمرهء علماء ظاهر مىگويند كه در حق صوفيه از جناب رسالت مآب مذمت وارد شده وقتى حضرت مصطفى
هامش
( 1 ) - كذا - محتمل : خود معنى اين كلام اينست كه . . .