چونكه آن مسطوع را و آن شعاع * ديد از صلبش نه آن را اطلاع
كرد استكشاف سر بوالعجب * قائلا ما هذه الانوار رب
در جوابش از حق آمد اين كلام * هذه الاشباح ارواح العظام
هذه لما الى قربى وصلت * من ذرى العرش الى ظهرك نقلت
آدما چون ظرف اشباح آمدى * مسجد املاك و ارواح آمدى
چونكه آدم را شد آن مستور فاش * حق تعالى را بگفت اى رب كاش
بهر من اشباح پاك تابناك * جلوهگر فرمودى اى خلاق پاك
تا جمال وجه پاكت اى جميل * ديد مى در آن شبحهاى جليل
در جوابش گفت رب عرش و فرش * آدما بنگر بسوى اوج عرش
چونكه آدم اين خطاب از حق شنيد * ذروهء عرش خدا را بنگريد
ذروهء آن عرش و ظهر بو البشر * بد مقابل روبرو با يكدگر
ظهر آن اشباح ز آن ظهر سنى * تافت بر آن ذروهء عرش على
منطبع گرديد اشباح جميل * در دلش آئينه عرش جليل
گشت آن اشباح در وى جلوهگر * آنچنان كز آينه صافى صور
گفت چو نديد آن شبحهاى عجب * جلوهگر ما هذه الاشباح رب
شد چو مستكشف از آن سر خفى * حق تعالى گفت او را كاى صفى
هذه الاشباح خمس اصطفيت * عترت حق آل عصمت اهل بيت
آدما هذا محمد ختم كل * غايت ايجاد و سلطان رسل
و أنا المحمود فى كل الفعال * الحميد فى الجمال و الكمال
اسمه المحمود من اسمى شققت * نوره المقصود من نورى فتقت
آدما هذا على اكرم * و انا اللّه العلى الاعظم
اسم او از اسم ذاتم مشتق است * سر او از سر ذاتم منشق است
هذه امّ الكرام فاطمة * ذروة العرش لدىّ قائمة
و انا اللّه ذو الجلال و البهاء * اننى فاطر لأرض و السماء
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 300
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٣٠٠