تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
چونكه آن مسطوع را و آن شعاع * ديد از صلبش نه آن را اطلاع كرد استكشاف سر بوالعجب * قائلا ما هذه الانوار رب در جوابش از حق آمد اين كلام * هذه الاشباح ارواح العظام هذه لما الى قربى وصلت * من ذرى العرش الى ظهرك نقلت آدما چون ظرف اشباح آمدى * مسجد املاك و ارواح آمدى چونكه آدم را شد آن مستور فاش * حق تعالى را بگفت اى رب كاش بهر من اشباح پاك تابناك * جلوه‌گر فرمودى اى خلاق پاك تا جمال وجه پاكت اى جميل * ديد مى در آن شبحهاى جليل در جوابش گفت رب عرش و فرش * آدما بنگر بسوى اوج عرش چونكه آدم اين خطاب از حق شنيد * ذروهء عرش خدا را بنگريد ذروهء آن عرش و ظهر بو البشر * بد مقابل روبرو با يكدگر ظهر آن اشباح ز آن ظهر سنى * تافت بر آن ذروهء عرش على منطبع گرديد اشباح جميل * در دلش آئينه عرش جليل گشت آن اشباح در وى جلوه‌گر * آن‌چنان كز آينه صافى صور گفت چو نديد آن شبحهاى عجب * جلوه‌گر ما هذه الاشباح رب شد چو مستكشف از آن سر خفى * حق تعالى گفت او را كاى صفى هذه الاشباح خمس اصطفيت * عترت حق آل عصمت اهل بيت آدما هذا محمد ختم كل * غايت ايجاد و سلطان رسل و أنا المحمود فى كل الفعال * الحميد فى الجمال و الكمال اسمه المحمود من اسمى شققت * نوره المقصود من نورى فتقت آدما هذا على اكرم * و انا اللّه العلى الاعظم اسم او از اسم ذاتم مشتق است * سر او از سر ذاتم منشق است هذه امّ الكرام فاطمة * ذروة العرش لدىّ قائمة و انا اللّه ذو الجلال و البهاء * اننى فاطر لأرض و السماء