على الريح فدرت و على البرق فلمع و على الورق فهم و على السحاب فدمغ و على الرعد فخشع و على النور فسطع و على الليل فدجا و اظلم و على النهار فأنار و تبسم
عارف ربانى خطبه مسطوره را بنظم دلكش بيان فرموده .
نظم :
قبلهء اهل وفا آن شير حق * خطبه مىفرمود با نظم و نسق
كه منم آن كس كه جبار قديم * نام من بنوشت بر عرش عظيم
چون ز نامم عرش اعظم كام يافت * از تزلزل جان او آرام يافت
همچنين بنوشت خلاق الورى * نام پاكم بر سماوات العلى
آسمانها كاينچنين دايم بود * هم ز نامم دايم و قايم بود
همچنين بنوشت رب العالمين * نام پاك من بر اطباق زمين
اين زمان كه دايم است و مستمر * هم ز نامم ثابتست و مستقر
همچنين بنوشت فرد ذو الجلال * نام پاك من بر اتلال و جبال
اين جبالى كه على شامخ است * هم ز نامم راستست و راسخ است
همچنين بنوشت رب ذو السماح * نام پاك من بر الواح رياح
اين رياح عاصفات و جاريات * هم ز نامم همچنين شد زايرات
همچنين بنوشت رب شرق و غرب * نام پاك من دگر بر رعد و برق
اين بروق با شروق ساطعه * هم ز نامم ، اينچنين شد لامعه
اينچنين بنوشت خلاق قدر * نام پاك من بر اقطار مطر
اين مطر كه جان تو خيزان بود * هم ز نامم اينچنين ريزان بود
همچنين بنوشت سلطان قدير * نام پاكم بر رخ ابر مطير
اين سحابى كه دلش بريان بود * هم ز نامم اين چنين گريان بود
همچنين بنوشت ديان حبيب * نام پاكم بر رخ رعد نهيب
آن مسبح رعد كو خاضع بود * هم ز نامم اين چنين خاشع بود
همچنين بنوشت خلاق شكور * نام پاك من دگر بر وجه نور
نورها كه روشن و لامع شده * همچنين از نام من ساطع شده