تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
بسى خيانت نمودند چون بر وفق تقدير نادر شاه صاحب تاج و سرير گرديد خاندان صفويه را كه مروج مذهب اثنىعشرى مىبودند معدوم و نابود گردانيد رضا قلى ميرزا ولد نادر شاه ميرزا صادق تفرشى را كه از جملهء سادات عظام و عرفاى گرام مىبود نخست چوب زده آنگاه هر دو چشم جهان‌بينش را از نور عاطل و باطل ساخت شاهرخ شاه پسر رضا قلى ميرزا به همه صفات ذميمه آراسته بود خست و دنائت به مرتبه‌اى داشت كه فلسى از اولاد خويش مضايقه مىنمود بموجب مثل مشهور : « مال موذى نصيب قاضى » آخرالامر قهرمان ايران وى را گرفته به نيروى شكنجه مبلغ گرامند جواهر از وى بگرفت . و نادر ميرزا ولد شاهرخ بس مرد ناخشنود بود ميرزا مهدى را كه اجل سادات و اعلم علماء و ادق حكماء بود بقتل رسانيد ديگر آنكه چون ضريح مقدس حضرت على بن موسى الرضا عليه آلاف التحية و الثناء طلا بود آن دشمن خدا بسبب حب دنيا و طمع ذهب ترك مذهب كرده كوره و دم پاى ضريح مطهر آورده با هزار رنج و تعب آن بىادب ضريح حضرت را منهدم ساخت عاقبت آن مردود دون بدست سلطان ايران افتاده بنياد وجودش برانداخت . خليل ميرزا ولد ديگر شاهرخ شاه اكنون در شيراز است مرد دون‌همت و مدام مست بادهء غفلت است همواره بفسق و فجور معروف و به مردم‌آزارى و تبه روزگارى موصوفست ، در شرارت نفس و دنائت طبع و پستى فطرت منفرد و در جور و فساد و ظلم و عناد متفرد ، آنچه محمود شريعت غراء است مردود آن سر حلقهء سفهاء است او را نه از عالم مبدأ خبرى و نه از جهان معاد اثرى است از زيور عقل نيز معرا و از حليهء مردى و مروت مبراست بنابراين دولت نادرى مانند شعلهء خس فرونشست و به مثابهء خاشاك به يك اشارت بشكست .

بيان جهت بقا ملك و زوال آن

استبصار : بر رأى ارباب معرفت و اصحاب بصيرت پوشيده نيست كه واسطه و سبب نظام عالم و انتظام بنىآدم به مقتضاى مشيت الهى و ارادت غير متناهى ملوك نامدار و سلاطين صاحب اقتدار شده‌اند تا به وساطت رياست و سياست ايشان آتش ظلم و جور اهل فجور
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 282 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى