تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
داشت نمودند شاهرخ شاه جمعى را براى آوردن ابراهيم خان و علىقلى شاه بقم فرستاده ابراهيم خان را گرفته بقتل رسانيد و علىقلى شاه را بمشهد مقدس آورده به خون اولاد نادر شاه بقصاص آوردند در اين اوان مير علم خان عرب خروج و بر تخت سلطنت عروج نموده شاهرخ شاه را كه وارث ملك نادرى بود گرفته هر دو چشم او را كور و از نور بينش برى نمود و مير علم خان بمضمون بيت :
هركه بدى كرد به بد يار شد * هم به بد خويش گرفتار شد
بعد از دو ماه به كمند اعمال خويش گرفتار گرديده يوسف خان جلاير وى را گرفته از هر دو چشم نابينا نمود ، شاهرخ شاه بار ديگر رايت سلطنت برافراخت بنا بر نابينائى كارى نساخت همان نام پادشاهى با او بود بسبب امراى تقلب پيشه و اولاد نفاق انديشه بمشهد قناعت نمود . تا آنكه فى شهور سنه هزار و دويست و هفت شهريار كشورگير و خسرو بىنظير آقا محمد خان بن محمد حسن خان قاجار بر آن ديار استيلا يافت و شاهرخ شاهرا با جميع اولاد و احفادش گرفته شاهرخ از شدت شكنجه بعالم جاويد شتافت و دولت نادرى به دو منتهى گرديد و اولاد شاهرخ را در بلاد عراق و فارس و آذربايجان و مازندران كجراده منتشر متفرق و پراكنده گردانيد
وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ
وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
فرخنده آن خردمندى كه به دولت دنياى فانى مغرور نگردد و به چهارروزهء جهان به چاه غفلت نيفتد بوفور مال و كثرت رجال مفتون نشود و بشهوات نفسانى و لذات دنيوى سعادت اخروى را از كف ندهد شعر :
جهان با همه زينت و زيب او * نيرزد بدين رنج و آسيب او جهان اى برادر نماند به كس * دل اندر جهان‌آفرين بند و بس
مخفى نماند كه طايفه افشار از قبيلهء تركمان‌اند و تركمان در اصل ترك نيستند بلكه ترك مانندند از كثرت استعمال تركمان شده‌اند چون ايشان با طايفه اتراك آميخته شده‌اند لهذا ترك گشته‌اند اين قوم يعنى جماعت افشار پيوسته از جمله اشرار بوده‌اند چنان كه در زمان سلطان محمد صفوى و شاه عباس ماضى به ولىنعمت خود