تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
را بر اهل ايران خيره گردانيد و ايشان را بر معارج اقتدار و تسلط رسانيد چهارم در تمامى مملكت ايران فرمان داد كه به روش اهل سنت و جماعت عمل نمايند و رئوس منابر را باسامى خلفاء ثلاثه بيارايند اگر اين فعل از روى تدبير بود كه از براى تاليف قلوب اهل روم مىنمود اما روميان بدين افسون و نيرنگ به دام نيفتادند و ابواب موافقت و مؤالفت نگشادند پنجم آنكه در اواخر دولت اساس ستم و بنياد جور را به جائى رسانيد كه دست هيچ ستمگرى بدانجا نرسد و خيال هيچ ظالمى گرد آن نگردد و مصادرات عنيف و ترجمانات زياده از تكليف بر كبير و صغير مقرر كرد بدين سبب دود از دودمانها و دمار از خاندان‌ها برآورد لاجرم حضرت جبار و منتقم قهار دمار از روزگارش برآورد
فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
بعد از قتل نادر شاه چند گاهى على قلى خان خويش را علىقلى شاه ناميده بر اورنك شهريارى قدم نهاد و اولاد و احفاد نادر شاه را بدست آورده سواى شاهرخ ميرزا همگى را بديار عدم فرستاد برادر كهتر خود ابراهيم خان را به جهت ضبطوربط بديار عراق ارسال داشت و ابراهيم خان بعراق آمده افسر شاهى بر سر نهاده رايت مخالفت برافراشت چون خبر مخالفت ابراهيم خان بسمع علىقلى شاه رسيد بعزم رزم از مازندران بيرون آمده ما بين زنجان و سلطانيه تلاقى فريقين گرديد جمعى از لشكر علىقلى شاه در حربگاه جدا شده بابراهيم خان پيوسته سلسله نظام لشگر علىقلى شاه از هم گسسته علىقلى شاه با سه نفر از برادران و معدودى از خواص خود بصوب طهران گريخت ابراهيم خان جمعى از سپاه خود را بتعاقب وى مأمور كرده او را با برادران گرفته علىقلى شاهرا كور و اخوان را مقهور ساخت و لواى شوكت و استقلال بر اوج مهر و ماه برافراخت . از آن طرف شاهرخ ميرزا باتفاق امراء در مشهد مقدس تاج بر سر نهاد و تاريخ جلوسش « سلطان اعظم » اتفاق افتاد مقارن اين حال رؤساى ابراهيم خان طريق بىوفائى مسلوك داشته گروهى به ملازمت شاهرخ شاه و فرقه‌اى به اوطان خويش شتافتند ناچار ابراهيم خان با طايفه افاغنه كه با او موافقت داشتند شهر قم و اطراف آن را غارت كرده اعلام ستمگرى افراشتند آخرالامر از خوف دشمن در قلعه متحصن گشته اهل آن قلعه آن مقيد را گرفته مقيد نمودند و چگونگى احوال را به دربار شاهرخى عرضه