و يك از آن عفيفه رضا قلى ميرزا بعرصهء وجود جلوه نموده بعد از پنج سال آن مستوره از اين جهان فانى رحلت فرمود نادر قلى صبيه ديگر بابا على بيك را بسلك ازدواج كشيد نصر اللّه ميرزا و امام قلى ميرزا از اين عفيفه به منصهء ظهور رسيدند بسبب اين دو وصلت بين الاماثل و الاقران بنادر قلى بيك مشهور گشت مقارن اين حال بابا على بيك از اين جهان پرملال درگذشت نادر قلى بيك بنا بر رشد و كاردانى بل بتأييد يزدانى حكومت ابيورد را از پسران بابا على بيك انتزاع نمود و مدتها در آن حدود با طايفه كرد و تركمان زدوخورد مىنمود تا آنكه سپهر بىمهر و روزگار ناپايدار دادهء خود را از اولاد شيخ صفى الدين استرداد كرد و طوفان بلا و امواج عناء بر اهالى ايران روآورد شيوه ملوكالطوايف شيوع و انواع قتل و غارت وقوع يافت چنان كه طايفه غلجائى افغان فى شهور سنهء هزار و صد و سى و چهار از دار القرار قندهار الى اصفهان تصرف نمودند و اولياى دولت عثمانى از سمت آذربايجان تا سلطانيه و از عراق الى كزاز « 1 » مسخر نمودند ، و امناى دولت روسيه از باب الابواب دربند الى دار المرز رشت در حيطهء ضبط درآوردند ، و مردم داغستان تمامى مملكت شيروان را تا كنار رود كر تسخير كردند ، سيد احمد نام در كرمان و سلطان احمد در بلوچستان ظاهر شدند ، و ملك محمود در خراسان ، و اسماعيل ميرزا در گيلان كوس استقلال زدند ، جماعت الوار در كوهستان ، و عشاير اكراد در اردلان سر از گريبان طغيان برآوردند ، ايلات تركمان صاينخانى اطراف و اكناف جرجان را نهب و غارت كردند و طايفهء ابدالى در هرات و نواحى آن ابواب فتنه و آشوب گشودند و فرقهء اوزبكيه در اطراف مرو از لوازم تاختوتاز تقصير ننمودند ، اعراب حويزه و بنادر پاى عصيان در وادى سركشى و مردمكشى نهادند حتى كوهنشينان و صحرانوردان در شورش و غوغا گشودند ، عجب شور و غوغائى و طرفه رنج و عنائى در مملكت ايران ظاهر گرديد
بيت :
آسمان مىگفت آن دم با زمين * گر قيامت را نديدستى ببين
در اين فقرات شاه طهماسب پسر شاه سلطان حسين در طبرستان بهغايت عسرت اوقات مىگذرانيد بواسطهء تحريك امراى خراسان عنان عزيمت بدان صوب گردانيد
هامش
( 1 ) - كزاز - همچو بزاز - ناحيهايست نزديك فراهان .