بعد از لوازم تفحص بوضوح پيوست كه آن را ناصر خليفه به جهت خود ساخته و پسرش طاهر بخلاف وصيت پدر را در رصافه دفن نموده بود اتفاقا سردابه در روز شنبه يازدهم جمادى الاول سنه پانصد و نود و هفت تمام شده بود و در همان روز خواجه تولد نموده بود ، مدت عمرش هفتاد و پنج سال و هفت ماه و هفت روز بود العلم عند اللّه المعبود .
( مشهد مقدس )
شهريست دلگشا و مدينهايست روحافزا و از جناب على بن موسى الرضا عليه التحية و الثناء در وصف آنجا وارد است : « بين الجبلين روضة من رياض الجنة » از اقليم رابع و جوانب او واسع است در ازمنه سابق دهى بوده موسوم بسناباد بسبب مدفن حضرت امام ثامن عليه السّلام بمرور ايام رو به عمارت نهاد و شهر طوس منسوخ بلكه مطموس گرديد و معمورى مشهد مقدس بكمال رسيد چنانچه دور باروى آن ديار دو فرسخ است و از مدينه طوس چهار فرسخ دور ، آن شهر ما بين دو كوه كه طرف شرقى و غربى آنست بعد سه فرسخ اتفاق افتاده و سمت جنوبى و شماليش بهغايت گشاده است : آبش خوشگوار و هوايش ناسازگار و معنى و
ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ
در آنجا آشكار ، مشتملست بر دويست بل سيصد پاره قريه نزهت نشان هريكى روضة من رياض الجنان ، چمنهاى خوب و مرغزارهاى مرغوب در آن ديار بسيار كه هر قطعه آن چون خلد برين و رشك نگارخانه چين است ، خلقش همگى شيعهمذهب و بمراسم اخلاق گزيده و مهذبند ، همواره آن ديار بوجود مشايخ كبار و سادات عالىمقدار آراسته ، علماء دين و فضلاء صاحب تمكين از آنجا بسيار برخاستهاند
مكرر بسبب سپاه مخالف و مؤلف ويرانى و پريشانى بر آن ديار راه يافته سيما جنود اوزبكيه كرات و مرات به تاختوتاز آنجا شتافتهاند ، در اوايل سلطنت شاه طهماسب و پسرش سلطان محمد و شاه عباس ماضى ، عبيد اللّه خان و عبد اللّه خان و عبد المؤمن خان روى بدان ولايت آوردند بنا بر مخالفت مذهب از لوازم قتل و غارت و ظلم و عداوت هيچ تقصير نكردند چون اساس سلطنت شاه عباس فىالجمله استحكام پذيرفت مملكت خراسان را از تصرف خانان اوزبكيه بازگرفت تا زمان دولت سلاطين