تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
آمده به خدمت هلاكو خان پيوست و در خدمت ايلخان باصناف الطاف اختصاص يافته در سلك خواص و مقربان منتظم گرديد و ايلخان انتظام كليات امور خود را بر راى حكومت آراى او مفوض گردانيد خواجه در تسخير عراق عرب و انهدام دولت بنى عباس مساعى جميله بظهور رسانيد . بعد از تسخير عراق و انهدام دولت بنى عباس هلاكو خان رصد مراغه را بجناب خواجه رجوع فرمود و مئونت استعمار و استجماع اسباب آن را بر وجه اتم از خزانه تسليم نمود و خواجه باتمام زيج موفق گرديد . فى شهور سنه ششصد و هفتاد و دو بجهان جاويد خراميد رحمة اللّه عليه و اين قطعه را در تاريخ او گفته‌اند . رباعى :
نصير ملت و دين پادشاه كشور فضل * يگانه‌ئى كه چه او مادر زمانه نزاد به سال ششصد و هفتاد و دو به ذىالحجه * بروز هيجدهم اندر گذشت در بغداد
جناب خواجه را تأليفات بسيار است : من جمله كتاب زبده در هيئت ، و قواعد - العقائد ، و شرح اشارات ، و تجريد ، و رساله جبر و قدر ، و رساله در مبحث امامت ، و اخلاق ناصرى ، و اوصاف الاشراف ، و آغاز و انجام ، كه اين دو كتاب در سلوكست ، و غير از اين نيز هست ، و آنچه معلوم مىشود جناب خواجه از ارباب تصوف بوده و ارادت خود را به بابا افضل كاشانى درست مىنموده چنانچه در بعضى اشعار خود اشعار به اين مطلب فرموده من جمله اين رباعى است :
موجود به حق واحد اول باشد * باقى متوهم و مخيل باشد هر چيز كه جزوى آيد اندر نظرت * نقش دومين ز چشم احول باشد
و اين بيت نيز از اوست :
لذات دنيوى همه هيچ است نزد من * در خاطر از تغير آن هيچ ترس نيست
در جامع رشيدى مسطور است كه خواجه نصير الدين در وقت وفات وصيت كرده بود كه او را در جوار تربت امام بزرگوار موسى بن جعفر عليهما السلام دفن نمايند چون در پابان قبر آغاز حفر كردند ناگاه زاويه‌اى كاشىكارى ظاهر شد و