تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
فى شهور سنه چهارصد و هشتاد و پنج در نواحى نهاوند يكى از فدائيان حسن صباح بنياد هستى خواجه را برانداخت حكيم انورى در مرثيه آن وزير بىنظير اين رباعى را بسلك نظم كشيده
حامى جهان ز جور افلاك برفت * بنياد نظام عالم خاك برفت او رفت و سعادت از جهان پاك برفت * تو زهر زمانه خور كه ترياك برفت

خواجه نصير الدين محمد بن حسن

اعلم علماى زمان و افهم حكماى دوران بوده ، اصل آن جناب از جهرود ساوه است اما در طوس متولد شده . در مراتب حكمت تلميذ فريد الدين داماد است كه او از تلامذهء صدر الدين سرخسى ، و او شاگرد افضل الدين غيلانى ، و او شاگرد ابو العباس اوكرى ، و او شاگرد بهمنيار و او شاگرد ابو على سيناست . و در شرعيات تلميذ والد خود بوده و او استفاده از امام فضل اللّه راوندى نموده و او از تلامذه سيد مرتضى علم الهدى است . خواجه در اكثر علوم عقليه و نقليه بلكه در جميع فنون مهارت تمام داشت و همواره بترويج مذهب اماميه و طريق اثنا عشريه همت مىگماشت . نقل است كه خواجه در زمان مستعصم خليفه از صدمه مخالفان بديار قهستان افتاد و حاكم آن خطه ناصر الدين محتشم ابواب لطف و كرم بر روى روزگار خواجه نامدار گشاد ، و خواجه هم كتاب اخلاق ناصرى را تأليف نموده و قصيده‌اى در مدح مستعصم بسلك نظم كشيده ببغداد ارسال فرمود مؤيد الدين كه وزير خليفه بود اين صورت موافق مزاجش نيفتاد در پشت همان قصيده كلمات چند نوشته بناصر الدين محتشم فرستاد و ناصر الدين چون نوشته را ديد از خواجه نصير الدين بدمظنه گرديده او را حبس نمود در وقتى كه علاء الدين محمد به قلعهء الموت عزيمت نمود خواجه را همراه برده بعلاء الدين سپرد . بنابراين علامه زمانه مدتى در ميان اسماعيليان اقامت نموده تا آنكه اساس سلطنت آن طايفه از صدمهء جنود هلاكو خان درهم شكست خواجه از قلعه بيرون