تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
بالجمله چون فردوسى مكتوب را تسليم اياز كرد از غزنين بىزاد و راحله روى توجه به سفر آورد بسيارى از بزرگان و معتقدان مانند على ديلم و ابو دلف و حسين قسيب از اكابر و امراء زمان بودند خواستند كه از عقب فردوسى اسباب سفر ارسال دارند اما از خوف سلطان جرأت ننمودند ليكن اياز از عقب فردوسى چنانچه شايسته فتوت و مروت بود اسباب و مركب مرتب كرده ارسال نمود و چگونگى احوالش چنان گذشت كه قبل از اين مذكور شد و در سنه چهارصد و بيست و يك در طوس از اين خارستان دنيا به روضهء بقا خراميد و در همان ديار مدفون گرديد مؤلف تاريخ گزيده وفات او را در چهارصد و بيست و شش گفته و اللّه اعلم بحقايق الامور . صاحب تذكرهء دولت شاهى سمرقندى نوشته « 1 » كه شيخ ابو القاسم گورگانى قدس سره بر جنازهء حكيم فردوسى نماز نكرده كه او عمر عزيز خود را در مدح مجوس صرف نموده و در همان شب فردوسى را در واقعه ديد كه در غرفات جنان هم‌صحبت حور و غلمان است از وى سؤال نمود كه اين درجه از كجا يافتى با آنكه تمام عمر در راه باطل شتافتى جواب داد از اين يك بيت كه در توحيد گفته‌ام بيت
جهان را بلندى و پستى توئى * ندانم چه‌اى هرچه هستى توئى
شيخ از خواب بيدار شده همان‌دم به زيارت تربت فردوسى عازم گرديد و در سر خاكش از روح پاكش معذرت طلبيد رحمة اللّه عليه . حكيم را به غير از شاهنامه اشعار آبدار نيز بسيار است من جمله يوسف و زليخا در بحر تقارب و قصايد متين و قطعات رنگين و رباعيات نمكين نيز هست كه اين چند بيت از آن جمله است : قطعه :
بسى رنج بردم بسى گفته خواندم * ز گفتار تازى و وز پهلوانى بجز حسرت و جز و بال گناهان * ندارم كنون از جوانى نشانى به ياد جوانى كنون مويه دارم * دريغ از جوانى دريغ از جوانى
رباعى
بيا بگوى كه پرويز از زمانه چه خورد * برو بپرس كه كسرى ز روزگار چه برد
هامش
( 1 ) - كذا . بهتر : دولتشاه سمرقندى در تذكره خود نوشته . . .
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 272 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى