رسانيد چون مهر او را برداشتند اين ابيات « 1 » نوشته بود :
ايا شاه محمود كشورگشاى * ز من گر نترسى بترس از خداى
كه بىدين و بىكيش خوانى مرا * منم شير نر ميش خوانى مرا
مرا بيم دادى كه در پاى پيل * تنت را بسايم بمانند نيل
نترسم كه دارم ز روشندلى * بدل مهر آل نبى و ولى
اگر در كف پاى پيلم كنى * تن ناتوان همچو نيلم كنى
بر اين زادم و هم بر اين بگذرم * ثناگوى پيغمبر و حيدرم
منم بندهء هر دو تا رستخيز * اگر شه كند پيكرم ريزريز
چه سلطان دين بد نبى و ولى * بفر الهى و شأن ملى
گر از مهر ايشان حكايت كنم * چو محمود را صد حمايت كنم
اگر شاه محمود زين بگذرد * مر او را به يك جو نسنجد خرد
پشيزى به از شهريارى چنين * كه نه كيش دارد نه آئين و دين
نديدى تو اين خاطر تيز من * نينديشى از تيغ خونريز من
چه فردوسى اندر زمانه نبود * بدان بد كه بختش جوانه نبود
نكردى درين نامه من نگاه * به گفتار بدگوى گشتى ز راه
هر آنكس كه شعر مرا كرد پست * ببردش گردون گردنده دست
بگفتم چنين نامه پر در هزار * سخنهاى شايستهى آبدار
بسى سال اندر سراى سپنج * بسى رنج بردم به اميد گنج
بسى رنج بردم درين سال سى * عجم زنده كردم بدين پارسى
ز ابيات غرا دو ره سىهزار * مرا جمله در شيوهء روزگار
جهان كردهام از سخن چون بهشت * كزين بيش تخم سخن كس نكشت
بسى تاجداران و گردنكشان * كه دادم يكايك از ايشان نشان
همه مرده از روزگار دراز * شد از گفت من نامشان زنده باز
هامش
( 1 ) ابياتى كه در آغاز شاهنامه است بيشتر و بهتر است و آنچه در اينجا آوردهاند تلخيص بهم ريختهئى از آن است كه گاهى هم چيزى از خارج افزودهاند و نمىدانم جناب شيروانى از كجا نقل كردهاند و كاش از نسخ شاهنامه تلخيص آورده بودند ( حامد )