تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
رسانيد چون مهر او را برداشتند اين ابيات « 1 » نوشته بود :
ايا شاه محمود كشورگشاى * ز من گر نترسى بترس از خداى كه بىدين و بىكيش خوانى مرا * منم شير نر ميش خوانى مرا مرا بيم دادى كه در پاى پيل * تنت را بسايم بمانند نيل نترسم كه دارم ز روشن‌دلى * بدل مهر آل نبى و ولى اگر در كف پاى پيلم كنى * تن ناتوان همچو نيلم كنى بر اين زادم و هم بر اين بگذرم * ثناگوى پيغمبر و حيدرم منم بندهء هر دو تا رستخيز * اگر شه كند پيكرم ريزريز چه سلطان دين بد نبى و ولى * بفر الهى و شأن ملى گر از مهر ايشان حكايت كنم * چو محمود را صد حمايت كنم اگر شاه محمود زين بگذرد * مر او را به يك جو نسنجد خرد پشيزى به از شهريارى چنين * كه نه كيش دارد نه آئين و دين نديدى تو اين خاطر تيز من * نينديشى از تيغ خونريز من چه فردوسى اندر زمانه نبود * بدان بد كه بختش جوانه نبود نكردى درين نامه من نگاه * به گفتار بدگوى گشتى ز راه هر آن‌كس كه شعر مرا كرد پست * ببردش گردون گردنده دست بگفتم چنين نامه پر در هزار * سخنهاى شايسته‌ى آبدار بسى سال اندر سراى سپنج * بسى رنج بردم به اميد گنج بسى رنج بردم درين سال سى * عجم زنده كردم بدين پارسى ز ابيات غرا دو ره سىهزار * مرا جمله در شيوهء روزگار جهان كرده‌ام از سخن چون بهشت * كزين بيش تخم سخن كس نكشت بسى تاج‌داران و گردن‌كشان * كه دادم يكايك از ايشان نشان همه مرده از روزگار دراز * شد از گفت من نامشان زنده باز
هامش
( 1 ) ابياتى كه در آغاز شاهنامه است بيشتر و بهتر است و آنچه در اينجا آورده‌اند تلخيص بهم ريخته‌ئى از آن است كه گاهى هم چيزى از خارج افزوده‌اند و نمىدانم جناب شيروانى از كجا نقل كرده‌اند و كاش از نسخ شاهنامه تلخيص آورده بودند ( حامد )