از صلهء آن جهاز دختر خويش بسازد پس كتاب را تمام كرد و نساخ او على ديلم و خوانندهء او ابو دلف و مربى وى حسين قتيب « 1 » كه عامل طوس بود و فردوسى را رعايت بسيار مىنمود و در خراج مسامحت مىفرمود ، فردوسى نام اين سه كس را در بعضى ابيات شاهنامه مذكور ساخته :
ازين نامه از نامداران شهر * على ديلم و بودلف راست بهر
حسين قتيب « 2 » است ز آزادگان * كه از من نخواهد سخن رايگان
نيم آگه از اصل و فرع و خراج * همىغلطم اندر ميان دواج
پس شاهنامه را على ديلم در هفت مجلد بنوشت و فردوسى ابو دلف را برگرفته روى بغزنين نهاد و بواسطهء خواجه حسن ميمندى كتاب را عرضه كرده قبول افتاد و محمود از خواجه منتها داشته اما خواجه را مخالفان بودند كه پيوسته قدح جاه و مقام او مىنمودند ، با آن جماعت مشورت نمود كه فردوسى را چه دهيم گفتند پنجاه هزار درم و اين عفو بسيار باشد زيرا كه او مرد رافضى است و اين ابيات را برفض او دليل آورند كه در توحيد گفته
بيت
به بينندگان آفريننده را * نه بينى ، مرنجان دو بيننده را « 3 »
و در مدح حضرت پيغمبر و آل اطهار او گفته :
نظم :
به گفتار پيغمبرت راه جوى * دل از تيرگيها بدين آب شوى
چه گفت آن خداوند تنزيل و وحى * خداوند امر و خداوند نهى
كه من شهر علمم عليم در است * درست اين سخن قول پيغمبر است
گواهى دهم كين سخنها از اوست * تو گوئى دو گوشم بر آواز اوست
منم بندهء اهل بيت نبى * ستايندهء خاك پاى وصى
حكيم اين جهان را چه دريا نهاد * برانداخته موج از آن تندباد
دو هفتاد كشتى در او ساخته * همه بادبانها برافراخته
يكى پهن كشتى بسان عروس * بياراسته همچو چشم خروس
محمد مدد اندرون با على * همه اهل بيت نبى و ولى
هامش
( 1 و 2 ) - حيى قتيبه
( 3 ) - معنى بيت آنكه : آفريدگار جهان را با چشمان نتوانى ديد چشم خود را رنجه مساز