فواكه آن فراوان و اقسام حبوباتش ارزان ، محتويست بر نواحى مشهوره و قراى معموره ، قديم الزمان بهغايت معمور و آبادان بوده بنا بر استيلاى گروه مخالف بمرور ازمنه رو به خرابى نهاده .
در اوايل جلوس شاه عباس ماضى كه در مملكت ايران اختلال بود عبد المؤمن خان اوزبك بر آنجا مستولى شده اهلش را تماما قتل نمود ، اكنون مشتملست بر دو سه هزار باب خانه خلقش كمبضاعت و قليل الاستطاعتند همگى شيعهمذهب و در دين خود متعصبند ، ابو بكرى در آن ولايت خوار و عمرى بىاعتبارست چنان كه مولوى در مثنوى فرموده
مثنوى :
سبزوار است اين جهان و مرد حق * اندر او بىرونق است و بىنسق
سبزوار است اين جهان بيمدار * ما چه بو بكريم در وى خوار و زار
ايلاتش طايفه بغايرى و حاكمش از جانب دولت قاجاريه مقرر است .
مدتى آن ديار دار الملك ملوك سربداريه بوده و دوازده نفر از ايشان مدت چهل و پنج سال حكومت نمودهاند .
ذكر ملوك سربداريه بطريق اجمال
مخفى نماند كه نخستين كسى كه از سربداران بر مسند حكومت قدم نهاد « امير عبد الرزاق بن خواجه فضل الله باشتينى » بوده ، باشتين قريهايست از قراى بيهق ، وى بسببى از اسباب به ملازمت سلطان ابو سعيد خان بن سلطان محمد خدابنده شتافت بنا بر وجاهت صورت و وفور شجاعت و سخاوت در خدمت سلطان تقرب تمام يافت بعد از چندگاه جهت تحصيل اموال سلطان بىهمال او را بكرمان فرستاد و در اندك زمانى آن مال را بباد فنا داده و متوجه وطن شد در بين راه خبر فوت سلطان را شنيده در سنه هفتصد و سى و هفت به وطن رسيده بسبب فتنهاى كه در قريه ظاهر شده بود طالب رياست گرديد با علاء الدين محمد كه در آن اوان وزير خراسان بود محاربه نموده وى را بقتل آورد و اسباب بسيارى از علاء الدين محمد تصرف نموده بعد از آن