امير قوام الدين نصر الله سجاسى
سجاس قريهايست از آن ديار آن جناب عارف معارف عرفان و سالك مسالك ايقان بود در بدايت حال بامر نويسندگى آن ولايت اشتغال مىنمود ناگاه جذبة من جذبات الحق بوى رسيد از حساب و كتاب دنيوى فارغ گرديد ، آن حضرت را كتابى است در طريقت كه مسمى بجنون المجانين نموده و در آن سخنان غريب و كلمات بديع درج فرموده . وفات آن جناب در زمان ميرزا شاهرخ بوده ، تاريخ تولد و رحلتش از اين قطعه معلوم مىشود :
قطعه
امير تارك سالك قوام ملت و دين * كه در طريق طلب مثل شاه ادهم بود
به سال هفتصد و سى و چهار ميلادش * بسلخ روزه و آغاز عيد عالم بود
شب مفارقتش در شهور هشتصد و بيست * باقتضاى قضا پنج شب مقدم بود
( جوين )
ولايتى است دلگشا و ناحيهايست بهجتافزا ، آبش خوشگوار و هوايش سازگار طولش « سول » و عرضش « لح » مشتمل بر قواى خوش و مراتع دلكش ، مردمش شيعه اثناعشرى و ايلاتش طايفهء بغايرى ، ميوهاش ارزان و غلهاش فراوان ، خلقش همگى فارسى زبان و به اغرباء بهغايت مهربان حاكمش از طرف پادشاه زمانست .
( ذكر بعضى از ارباب معارف آن ديار ) شيخ سعد الدين محمد حموى
آن جناب از اولاد محمد بن حموه بوده و در خدمت شيخ نجم الدين كبرى بسلوك اشتغال نموده ، شهريار كشور طريقت و خسرو اقليم حقيقت بوده در كشف حقايق و شرح دقايق يد بيضا مىفرموده ، تصانيف آن حضرت در فارسى و عربى بسيار است ، و تحقيقاتش در علم سلوك بيشمار منجمله سنجنجل الارواح از تأليفات اوست اين چند رباعى از آن جناب نوشته شد .
رباعى