تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
گرام چهل‌هزار كس حاضر بودند و همگى ايشان با ابو بكر بيعت كردند مگر هيجده كس كه با او بيعت نكردند و به خلافت او راضى نشدند : على مرتضى و هفده نفر ديگر و متابعان ابو بكر با اين هفده نفر گفتند رفضتمونا يعنى ترك ما كرديد و از ما جدا شديد بنابراين لقب ايشان « روافض » گرديد و اين هيجده كس به تابعان ابو بكر گفتند نصبتم بابى بكر بلا نص يعنى نصب خلافت ابو بكر كرديد بىآنكه در حق او نصى باشد بدين وجه لقب ايشان « نواصب » گشت . پس هريك از اين دو مذهب را دو نام شد يك نام خود گذاشتند و يك نام خصم بر ايشان نهاد تمام صحابه خود را اهل سنت و جماعت گفتند و آن هفده كس ايشان را نواصب خواندند ؛ و اين هفده كس خود را مؤمن و شيعه گفتند و صحابه ايشان را روافض خواندند ، آنگاه مذهب نواصب پنجاه و پنج فرقه شدند و مذهب روافض هيجده فرقه شدند و اين جمله هفتاد و سه فرقه‌اند به حكم حديث نبوى « كلهم فى النار الا فرقة واحدة » همه در آتشند مگر يك فرقه كه از اهل نجاتند زيرا كه بر مذهب مستقيمند و مذهب مستقيم آنست كه بتوحيد و عدل و رسالت و امامت و معاد ايمان آرند و معنى توحيد آنست كه يك قديم بيش ندانند و در آن قديم كثرت و اجزاء روا ندارند و ذات را احد حقيقى دانند بجمله جهات و اعتبارات ، يعنى يك قديم گويند و آن قديم را عالم بالذات و قادر بالذات و حىّ بالذات خوانند نه عالم بعلم و نه قادر بقدرت و نه حى بحيات زيرا كه اين‌چنين تعدد قدماء لازم مىآيد ، و او را صفات ذات و صفات افعال است ، و صفات ذات او قديم است و غير ذات او نيست ، و صفات افعال حادث است و غير ذات اوست و قائم بذات اوست ، و او عادلست و ظالم نيست ، و خالق قبايح و معاصى و شر نيست و خالق افعال عباد نبود ، و بنده مختار است و خالق افعال خود بود . و بر خدا لازمست كه يكى از بندگان خود را برگزيند و بهدايت عباد ارسال دارد تا خلق را راه مستقيم بنمايد و در جهالت نگذارد و اين كس از صغاير و كبائر بايد معصوم باشد تا قول او حجت باشد ، و نصب امام نيز بر رسول واجبست بايد كه