تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
در تاريخ مسطور است كه اسباب تغيير مزاج هارون از برامكه بسيار ظهور نمود سبب اعظم و علت بزرگش آن بود كه هارون جعفر بن يحيى را به‌غايت دوست داشتى و تخم محبت او را پيوسته بر زمين خاطر كاشتى و بىصحبت جعفر عيش هارون تلخ بودى و هارون را خواهرى بود عباسه نام بصحبت او نيز شعف تمام نمودى چون بمجلس طرب نشستى خواهر را حاضر فرمودى و جعفر را نيز طلب كردى جعفر از دخول مجلس به علت عباسه امتناع نمودى نوبتى هارون بجعفر گفت مىدانم كه سبب تخلف تو از بزم ما چيست و مانع داخل شدن بمحفل ما كيست ما عباسه را در نكاح تو درآوريم و تو را از اين شرمسارى برآوريم مشروط بر آنكه ميان شما و عباسه جز مشاهده و مكالمه مطلبى روى ندهد اگر چيز ديگر اتفاق افتد « مىرسد كار به جائى كه خدا ننمايد » . بدين شرط عقد عباسه با جعفر منعقد شده جعفر بىدهشت خاطر بمجلس هارون تردد مىنمود بيت :
و لكن به يك چيز رنجور بود * كه انگشت ز انگشترى دور بود
چون جعفر به زيور كمالات نفسانى آراسته و به حليهء فضائل انسانى پيراسته بود همواره بحركات شيرين و كلمات نمكين دل عباسه را مىربود لهذا عباسه از دل و جان طالب وصال جعفر گرديده به دو پيغام فرستاد بيت :
مرا كاريست مشكل با دل خويش * كه گفتن مىنيارم مشگل خويش خيالت داند و جان من از غم * كه هر شب در چه كارم با دل خويش
اى يار جانى و اى دلدار جنانى بيت :
اين مروت از كجا آورده‌ئى * وين فتوت در كجا پرورده‌اى
كه تشنه وادى هجران را آب وصال ندهى و زخم رسيدهء تير حرمان را مرهم لطف ننهى بيت :
آئين وفا و مهربانى * در شهر شما مگر نباشد
جعفر جواب داد كه بنده را چه ياراى آنكه اين تمنا بخاطر گذراند و جام