جعفر برمكى
« 1 » نسبش بملوك فرس مىرسد در اوايل حال مجوسى بود و در نوبهار بلخ به عبادت نار قيام مىنمود بنا بر سابقه عنايت ازلى هدايت يافت و با اهل و عيال بدار الملك امويه شتافت در مجلس سليمان بن عبد الملك مروان رفته حال سليمان ديگرگون گشته جعفر را از مجلس بيرون كرد بعضى از ندماء سبب آن را استفسار نمودند گفت جعفر زهر همراه دارد زيرا كه بر بازوى من مهرهايست هرگاه زهر در مجلس درآورند آن مهره حركت نمايد چون كيفيت حال را از جعفر سؤال نمودند گفت بلى در زير نگين من زهر است گفتند بچه جهت با خوددارى گفت هنگام شدت و الم برمكم بنابراين سخن ملقب بجعفر برمك گرديد بعد از آن جعفر در خدمت سليمان اعتبار تمام يافت . در روزگار دولت امويه جعفر و اولادش به عزت و احترام اوقات مىگذرانيدند و مروانيان نسبت به ايشان اصناف الطاف بظهور مىرسانيدند چون بساط دولت امويه منطوى گرديد و آواز اقبال و جلال عباسيان بسپهر برين رسيد خلفاى بنى عباس به روش مذكور جعفر را رعايت مىنمودند و در استرضاى خاطر او سعى بليغ مىفرمودند .
صاحب تاريخ گزيده گفته اول كسى كه بر مسند وزارت قدم نهاد برمك بود كه در زمان ابو العباس تكفل امور وزارت نمود .
بقول يافعى نخستين كسى كه از آل برمك بامر وزارت اقدام فرمود خالد بن برمك بود بعد از فوت خالد ولدش يحيى متصدى امر وزارت هارون گشت و جمال حال يحيى به فضايل انسانى و كمالات نفسانى آراسته و از افعال نكوهيده و اعمال ناپسنديده پيراسته بود بخشندهء بىمنت يحيى را چهار فرزند رشيد بل چهار ولد صاحب تاييد كرامت فرمود : فضل و جعفر و محمد و موسى و ايشان سرير خلافت را به مثابهء قوايم اربعه بودند و در فضل و سخاوت و بذل و سماحت گوى مسابقت از ابناى زمان مىربودند آل برمك مدتها در كمال جاه و جلال روزگار گذرانيدند و همواره جمهور خلايق از خوان احسان ايشان بهرهمند مىگرديدند تا آنكه سپهر بىمهر دادهء خود را استرداد نمود و ابواب ذلت و خوارى بر روى آن طايفه بگشود .
هامش
( 1 ) - جعفر برمكى : جعفر بن يحيى بن خالد بن برمك است ، و آنچه در اينجا و بستان السياحة است كه برمك جد برامكه را بنام جعفر ذكر نموده در كتب تاريخ و تراجم ديده نشد ( حامد )