تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
محبس قولنج تاليف نمود . چون علاء الدوله قصد همدان كرد تاج الدوله طاقت مقاومت نياورد در همان قلعه كه شيخ محبوس بود متحصن گشت بعد از صلح و صلاح علاء الدوله از سر همدان درگذشت و شيخ درزى صوفيه از همدان باصفهان شتافت علاء الدوله خدمت شيخ را دريافته خدمات شايسته بجا آوردى شيخ در اتمام كتاب شفا سعى بليغ مىكرد در اثناى كتاب حكمت علائى را بنام علاء الدوله انگاشت در وقتىكه علاء الدوله به محاربه يكى از اعداء دولت اشتغال داشت شيخ را قولنجى عارض گرديد و در علاج خويش سعى فراوان بظهور رسانيد اما به جائى نرسيد علاء الدوله او را در همان مرض بهمدان آورد شيخ دانست كه معالجه‌پذير نيست لاجرم دست از چاره بازداشت و خود را بلطف حق سبحانه و تعالى گذاشت آنگاه غسلى برآورد و اموال خود را به فقراء قسمت كرد و به تلاوت قرآن مشغول شد به سال چهارصد و بيست و هفت از اين سراى فانى بعالم جاودانى درگذشت ، مدفنش در همدان مشهور است تاريخ تولد و تكميل علوم و فوت آن حكيم در اين قطعه مذكور است قطعه :
حجت الخلق ابو على سينا * در شجع آمد از عدم بوجود در شصا كرد علمها حاصل * در تكز كرد اين جهان بدرود
و در حين رحلت از اين جهان اين رباعى را گفته رباعى :
از جرم گل سياه تا اوج زحل * كردم همه مشگلات گيتى را حل هر بند كه بسته بود از مكر و حيل * از بنده گشاده شد مگر مكر اجل
در وقتى كه جمعى شيخ را تكفير مىنمودند اين رباعى را فرموده است رباعى :
كفر چه منى گزاف آسان نبود * محكم‌تر از ايمان من ايمان نبود در دهر چو من يكى و آن هم كافر * پس در همه دهر يك مسلمان نبود
اين رباعى را نيز گفته است رباعى :
تا بادهء عشق در قدح ريخته‌اند * و اندر پى عشق عاشق انگيخته‌اند در جان و روان بو على مهر على * چون شير و شكر بهم درآميخته‌اند