تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
گويمش زان پيش كه گردى گرو * تا نيامد آفت هستى برو گويد از جان لطيف‌آشام من * يار روزم تا نماز شام من چو بيايد شام دزدد جام من * گويمش واده كه نامد شام من ز آن عرب بنهاد نام مى مدام * زانكه سيرى نيست مىخور را مدام عشق جويد بادهء تحقيق را * او بود ساقى نهان صديق را چون بجوئى مى بتوفيق حسن * باده آب جان بود ابريق تن چون بيفزايد مى توفيق را * قوت مى بشكند ابريق را آب گردد ساقى و هم مست آب * خود بگو و اللّه اعلم بالصواب پرتو ساقيست كاندر شيره رفت * شيره برجوشيد و رقصان گشت تفت اندرين معنى بپرس اين خيره را * كه چنين كى ديده بودى شيره را بىتفكر پيش هر داننده هست * آنكه با شوريده شوراننده هست

شيخ ابو على بن عبد اللّه بن سينا

از اكابر حكماء اسلام و اعاظم فلاسفه ايام بوده در نزد اكثر مخالف و مؤالف جمال حالش ستوده است چنان كه از شيخ ابو سعيد ابو الخير بعد از ملاقات از حال ابو على پرسيدند شيخ فرمود آنچه من مىبينم او مىداند ، و از ابو على سؤال كردند كه شيخ ابو سعيد را چون يافتى جواب فرمود كه آنچه من مىدانم او مىبيند . در تواريخ مسطور است كه والد ابو على مردى دانشمند و از اعيان پايه بلند بود در زمان امير نوح بن منصور سامانى ببخارا آمد ملازمت امير را اختيار نمود يكى از وزراء جهت عملى او را به قريه‌اى ارسال فرمود در آنجا زنى خواست ستاره نام در سنه سيصد و هفتاد و سه ابو على چون ماه شب چهارده از آن ستاره متولد شد در ده سالگى حفظ قرآن و ضبط بسيارى از علوم دينيه و فنون ادبيه او را حاصل گشت و در هيجده سالگى فارغ التحصيل گرديده صيت فضيلتش از شرق و غرب درگذشت در آن اوان امير نوح را مرضى صعب روى نموده اطباء از معالجهء آن عاجز شده بتدبير آن افلاطون زمان صحت يافت . چون والد شيخ وفات كرد بىسامانى به دولت
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 215 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى