تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
سلطنت معزول نموده و در زاويهء عزلت به عبادت معبود متعال پرداخت بدين جهت در حال مملكت و احوال رعيت اختلال كلى به هم رسيده در گوشه و كنار مردم تبه‌روزگار ظاهر گرديدند جمعى از دانايان به خدمت يكى از هيربدان كه در بندگى يزدان باعلا مراتب كمال رسيده و از جهانيان رميده و با ايزد آرميده بود رسيدند و چگونگى احوال بهمن و ظهور اختلال ملك و فتن را بعرض او رسانيدند درصدد چاره برآمدند آن پير بعد از تأمل بسيار جواب داد كه اگر بهمن مصدر چيزى شود كه بر دوام باشد هرآينه خداوند جهان عذر او را بپذيرد و او را بدان گناه نگيرد چون اين خبر به بهمن رسيد باختراع قنات ملهم گرديد و در زمان خويش دوازده هزار قنات احداث فرمود گويند قبل از آن قنات نبود ، مولانا محمد مطهر مروج ملوك عجم كه آباء و اجداد وى وزراى سلاطين ساسانيان بوده‌اند در تاريخ خويش تحرير فرموده كه هماى دختر يكى از بزرگان ايران بوده و بهمن او را بسلك نكاح خود كشيده داراب از هماى متولد گرديد به جهت حب رياست از امناى دولت مخفى گردانيد و اللّه اعلم بحقيقة الامور .

هماى بنت بهمن ملقب به چهرآزاد

در عدل و داد پيشرو خسروان پيشداديانست چون هماى همايون اقبال بر اورنگ جهاندارى پاى عزت نهاد جمهور خلايق را به رعيت‌پرورى و عدالت‌گسترى نويد داد و ابواب جور و اعتساف بربست و دست شفقت بگشاد چون پنج ماه از سلطنت آن خورشيد منظر بگذشت از آن اختر برج جهانبانى پسرى قمر پيكر متولد گشت علامات گيتىستانى از ناصيه‌اش پيدا و امارات جهانبانى از جبينش هويدا بود بهمن وصيت كرده بود كه اگر از هماى پسرى متولد شود افسر شاهى بر فرق همايونش موضوع گردد بمقتضى كلمه الملك عقيم بسبب حب رياست هماى آن مولود را مخفى ساخت و در صندوق قيراندود نهاده در آب اصطخر انداخت قضا آن صندوق بدست گازرى افتاده چون آن درخشنده آذر شاهى را در آب يافته لاجرم او را داراب نام نهاد و گازر به تربيت وى مشغول گرديد چون بسن رشد و تميز رسيد شغل گازرى را دون و پست ديده به دو