تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
همى تشنه هرچند پى بيشتر * نهد تشنگى باشدش بيشتر به لهراسب داد افسر خسروى * وليعهدى و تاج كيخسروى
مخفى نماند كه بعضى مغان كيخسرو را پيغمبر دانند و احكامش را شريعت خوانند اما اكثر مؤبدان برآنند كه كيخسرو بدين فريدون بوده و به گفتار فريدون عمل مىكرده ليكن نامه هوشنگ از برداشتى و مضمون جام گيتىنماى فريدون مهمل نمىگذاشتى پيوسته گفتى كه هرچند به رازهاى نهانى مشاهده مىكنم سخنان جمشيد چون خورشيد با ضياء است و هر قدر به كارهاى آشكار مىنگرم گفتار فريدون با برهان و راهنماست اما بر خردمند پوشيده نيست كه پروردگار آدميان و خداوند روزى رسان و آفرينندهء جان جانوران و آسايش جهانيان آفتابست و هر كس منكر اين شود او را از خرد نصيب نيست بلكه از جمله دواب است زيرا كه اگر آفتاب نبودى هيچ شىء در جهان ظهور ننمودى در جهان جاندارى حيات نيافتى و او را روزى از هيچ وجه بدست نيامدى و اين جهان جاى تاريك بودى و كسى در آنجا آسايش ننمودى چون آفتاب با ما نيكوكار است لاجرم به پرستش سزاوارتر است . كيخسرو را كتابيست ومجاس نام سخنان بلند در آن درج كرده ابو زر جمهر گفته كه نامه و مجلس از مؤلفات هوشنگ بود و كيخسرو بر آن عمل مىنمود چنان كه نامه هدى از تصنيفات هوشنگ نزد فريدون اعتبار تمام داشت . در تاريخ مغان مذكور است كه چون جام جمشيد بكيخسرو رسيد از دانايان آن زمان پرسيد كه حقيقت اين جام چيست عرض كردند كه مايهء اين جام ما را معلوم نيست كيخسرو از نمود آن جام جام ديگر ساخت و آن را جام گيتىنما نام نهاد آن هر دو جام را هنگام بهار روشنى تمام بود و كيخسرو از آن دو جام بسى رموز غيبيه دريافت مىنمود هنگامى كه بيژن پسر گيو به حكم كيخسرو به جنگ گراز رفته و افراسياب او را گرفته در چاه محبوس ساخت حيات و ممات او كسى را معلوم نبود كيخسرو نظر در انجام انداخت و خبر داد كه بيژن در چاه است رستم حيله‌اى كرده بيژن را از چاه بيرون آورد اكنون انجام گيتىنما در آن غار است كه مزار كيخسرو است ، آورده‌اند