تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
را حسن شمارد و هر ظلمتى خود را نورى انگارد و هر مضلى هادىاى بود و هر ابو جهلى احمدى گردد و هر آزرى ابراهيمى شود و هر گوسفندى اسماعيلى باشد و هر بقرى خود را باقرى شناسد چنان كه عارف ربانى مظفر على شاه كرمانى قدس سره در اين باب فرموده . نظم :
دوريست بر محنت و قرنيست پر ز غم * راحت همه مشقت و درمان همه الم اشراك و منقصت شده مقبول و روشناس * توحيد و معرفت شده مردود و متهم مردان حق غريق بلا گشته سر بسر * خاصان رب اسير جفا گشته دم‌به‌دم مستأنس عوام شده راحت اخص * مستقيل خواص شده محنت اعم از ظلم ظلمان نتوان گفت حرف عدل * وز جهل جاهلان نتوان زد دم از حكم روبه‌وشان دعوى شيرى به جلوه‌گاه * شيران حق گرفته ز غم گوشه اجم چوپان گله گشته اسير زبون گرگ * گرگان ظلم پيشه شده حارس غنم گرگان بجلوه آمده‌اند در لباس ميش * زاغان چو عندليب بگلزار در نغم شكر دريغ داشته گردون ز طوطيان * بر گاو و خر مباح گلاب و شكر بهم بر رهرو ضعيف بعدوان كنند حكم * بر بيدل نحيف بطغيان رود قلم مسدود گشته راه گريز از چهار سوى * از شدت زمانه و از قوت ستم نبود گريزگاه درين دور پرفتن * الا جناب مرتضوى صاحب كرم

صفت دينداران

خداپرست آنست كه از جهان و جهانيان رسته و رشته تعلقات گسسته بود دلش با يزدان بسته و جانش به او پيوسته باشد خود را از گرداب غفلت برهاند و بساحل آگاهى و آزادى رساند به امر دانائى بذكر دوام و فكر مدام مستدام بود و تعظيم احكام يزدان و شفقت با همدينان كند ديده را نديده انگارد و شنيده را نشنيده شمارد از ماضى و مستقبل نسنجد حال را نقد شمرد از دادهء يزدان نرنجد آنچه آيد منع نكند و هر چه نيايد طمع نكند آنچه برسد جمع نسازد و درويشان را بلطف بنوازد اعمال شريعت را بجاى آرد و افعال طريقت را مهمل نگذارد تا كه او را معرفت حاصل شود و حقيقت به روى منكشف
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 163 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى