تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
و نواحى آن و بلخ و اطراف آنست از صد هزار خانه زياده‌اند هر يك از ايشان در مقام خويش مذكور خواهد شد ان‌شاءالله تعالى . مخفى نماند كه در لغت فرس خورشيد را خور نامند و سان محل و مكان را دانند چون آن مملكت سمت شرقى ايران اتفاق افتاده بنا بر اين آن مملكت را خراسان نام نهاده‌اند و آن كشور همواره در تصرف گماشتگان ملوك پيشداديان بود بعد از انقراض دولت ايشان مدت دوازده سال افراسياب پسر پشنگ آن را تصرف نمود چون ملوك كيان اولاد پشنگ را از ايران برانداختند بدستور سابق آن را مقر سلطنت ساختند چون اسكندر رومى دولت كيان را بباد فنا داد بعد از آن طايفه طريق ملوك‌الطوايف را بنياد نهاد و آن طايفه را اشكانيان گويند در آن ولايت مدتى حكومت داشتند بروايتى سيصد و هيجده سال لواى اقتدار برافراشتند چون دولت و اقبال به طايفه ساسانيان اقبال نمود همواره از جانب ايشان امراء ذيشان در آن مكان نافذ الفرمان بودند تا آنكه اعلام ظفر فرجام دين اسلام سر بثريا كشيد و رايت ملت بيضا و شريعت غرا بر سپهر مينا رسيد . فى شهور سنه سى و يك عبد اللّه بن عامر به اشارت عثمان بصوب خراسان روان گرديد و احنف بن قيس را مقدمة الجيش گردانيد نخست مرو و طبس و قهستان را بلطف و عنف مفتوح ساختند آنگاه لواى عزيمت بدان جانب برافراختند و اكثر بلاد خراسان مانند نشابور و سبزوار و جوين و خواف و باخرز و امثال آن را بعضى به صلح و برخى به جنگ بىتأمل و درنگ مسخر نمودند چندگاه در بلده نشابور رحل اقامت انداخته لشكر بسرخس ارسال نمودند آن خطه را نيز مفتوح ساختند و عبد اللّه بن حازم را بخطه هرات ارسال داشتند بقولى خود رايت عزيمت بدانجا افراشتند با والى هرات صلح نموده مبلغ گرامند از او گرفتند و بصوب مرو شتافتند و آنجا را نيز بطريق صلح مفتوح نموده بعد از آن عبد اللّه بن عامر احنف بن قيس را ببلخ فرستاد احنف در قليل زمانى مملكت طالقان و طخارستان و امثال آن را مسخر گردانيد حاصل آنكه در زمان خلفا تمامى آن سرزمين مسخر اولياء دين مبين گرديد بعد از اوان خلافت خلفاء حكام آن ديار از طرف ملوك امويه مقرر بود