بوجود آورد و از فرط مكرمت به خلعت انسانيت مخصوص كرد و از عين عنايت بتخت خلافت نشانيد و از غايت شفقت مسجود ملائكه گردانيد غرض از تكليف اظهار هستى است بظهور عجز غير و اضطرار به عبادت تعظيم ذات معبود حقيقى است .
حاصل آنكه خداوند عالم خالق ارض و سماست و ايجادكنندهء كل اشياء و بىشريك و بىهمتاست و قادر مطلق و تواناست اگر كسى را اختياريست در آن اختيار بىاختيار است
ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ
و اگر شخصى را قدرت و ارادت است در آن قدرت و ارادت بطور اضطرار است
نظم :
هر آنكس را كه مذهب غير جبر است * نبى گفته كه او مانند گبر است
مراتب باقى و اهل مراتب * به زير حكم رب و اللّه غالب
وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ
بيت :
جمله ما و من به پيش او نهيد * ملك ملك اوست ملك او را دهيد
اى عزيز هيچكس از حد خود تجاوز نتواند نمود
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
و كسى بند قضا را از پاى خود نتواند گشود
و من لم يرض بقضائى فليطلب ربا سوائى
، اذا جاء القضا عمى البصر
.
گفتار در مذهب قدريان
اين گروه مىگويند آدمى را قدرت و ارادت و اختيار تمام است
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ
شاهد اين كلام است چون استاد بنيادى نهاد و او را تمام گردانيد و آنچه مقصود او بود در آنجا به انجام رسانيد ديگر به دو شغل و كار ندارد و بر او دست نگذارد .
چون حضرت بىچون بر وفق خمرت طينة آدم بيدى طينت آدم را مخمر گردانيد و بر طبق
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي *
از روح خويش به دو دميد او را به خلعت
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
تشريف ارزانى داد و تاج
خلق الله آدم على صورته
بر فرق همايونش نهاد و بر سرير
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
نشانيد و مسجود
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ *
گردانيد و به حكم
وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ