اگر اراده حق سبحانه و تعالى بودى آدمى روش مستقيم اختيار نمودى و آيه
« وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ »
از اين معنى كنايت است
بيت :
مكن به چشم حقارت نگاه بر من مست * كه نيست معصيت و زهد بىمشيت او
عنان اختيار هدايت بدست خلق نيست و آيهء
« إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ »
بر اين معنى اشارتست
بيت :
هر جمادى را كند فضلش خبير * عاقلان را كرده قهر او ضرير
زمام توسن ذلت و عزت در كف مردم نباشد آيهء
« تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ »
بدين ايماء است
بيت :
اگر عزت دهد رو ناز مىكن * و گرنه چشم حسرت باز مىكن
و در روز
« نَحْنُ قَسَمْنا »
هر چه مقرر و مقدر شده همان است و جف القلم ، و آيه
« فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ »
گواه اين مدعاست
بيت :
حلقه پير مغانم ز ازل بر گوش است * ما همانيم كه بوديم و همان خواهد بود
هر كه را خواهد به دوزخ فرستد و هر كه را خواهد مغفرت نمايد .
فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ *
بيت :
كشاند گلخنى را تا به گلخن * رساند گلشنى را تا بگلشن
و جميع انبياء عظام و اولياى كرام در تحت امر جبارند
قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ
بيت :
دست نى تا دست جنباند برفع * نطق نى تا دم زند از ضر و نفع
بىامر او سبحانه و تقدس كسى را يارائى و قدرتى نيست
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ *
،
وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ
بيت :
آسمان و زمين كه در كارند * همهء در تحت امر جبارند
و بىاذن او جل شانه احدى را توانائى شفاعت نى
مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ
بيت :
اگر خداى نباشد ز بندهاش خشنود * شفاعت همه پيغمبران ندارد سود