تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
دودمان درويشان و آتش از خاندان صوفيان برآورده و دقيقه‌ئى از دقايق اذيت و عداوت به هيچ‌گونه تقصير نكردى چنان كه مقرب سبحانى ملا محمد صادق اردستانى قدس سره كه وحيد زمان و فريد دوران بود بعد از ايذاى بسيار حكم بر اخراج آن زبدهء اخيار نمود و طفل صغير آن جناب در عرض راه از شدت برودت هوا وفات يافت . بيت :
چون خدا خواهد كه پرده كس درد * ميلش اندر طعنه پاكان برد
جاهلان عالم‌نما و عالمان جهالت پيرا به اعتقاد آن شاه نادان صفت بر اصحاب ايقان آنچه لازمه ظلم و عدوان بود ظاهر ساختند و مانند حكام بنى اميه هرجا مرد خدائى يافتند برانداختند به مشت طعن خاطر خاصان إله را خستند و به سنگ ضرب دل مقربان درگاه را شكستند در هر ديارى نكوكارى و بهر ملوكى اهل سلوكى بود دست ستم بر ايشان گشودند و در هر مملكتى صاحب ولايتى و بهر دهى دل آگهى بود بود خوار و بىاعتبار نمودند و در هر محالى صاحب حالى و بهر منزلى اهل دلى بود ابواب جور و اهانت بر روى او گشادند در هر ناحيتى اهل معرفتى و بهر زمينى صاحب يقينى بود انواع زحمت بر وى دادند طرفه اينكه اين امر شنيع را صواب پنداشتندى و اين فعل قبيح را درد دين نام گذاشتندى . مناسب مقام است احوال شيخ مجد الدين بغدادى رحمت اللّه عليه در كتب تواريخ مسطور است كه شيخ مجد الدين مريد شيخ نجم الدين خوارزمى بود بنا بر افساد اهل فساد و سعايت ارباب حساد سلطان محمد خوارزم شاه آن ولايت پناه را قتل نمود آنگاه نادم و پشيمان گشته به خدمت شيخ نجم الدين رسيده عرض كرد كه اگر ديه خواهى اينك زر و اگر قصاص نمائى اينك سر . شيخ فرمود كه ديه مجد الدين زر نيست و قصاص او سر من و تو و سر سروران تو و سر اهالى مملكت تست . در اندك زمانى چنگيز خان از سمت مغولستان ظهور يافته كرد آنچه كرد و شد و آنچه شد بلى بيت :
تا دل مرد خدا نايد به درد * هيچ قومى را خدا رسوا نكرد
علىالخصوص دولتى كه بدايت آن بطريق ارادت و قانون طريقت ظهور نمايد و به نيروى صوفيان جان فشان بلاد امصار گشايد و به قوت آن فرقه رواج مذهب و احياى
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 52 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى