محمود بن مير ويس غلجائى از خيل افغان با شش هفت هزار لشكر بىسامان از دار القرار قندهار به ظاهر اصفهان رسيد و قليل فرصتى محاصره نمود فى شهور سنه هزار و صد و سى و چهار جبرا و قهرا مسخر گردانيد هفتاد و دو نفر از خويشان و فرزندان آن شهريار را قتل كرد و چندين هزار نهال عمر نازنينان را از پاى درآورد آنگاه آن پادشاه بىانتباه را بدار الملك نيستى ارسال نمود و شهر اصفهان كه سالهاى فراوان از حوادث دوران مصون بود دست غارت گشود و مضمون آيه
إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها
بظهور رسانيد و معنى
وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً
آشكار گردانيد ، زمان سلطنتش سى سال بود .
شاه طهماسب ثانى ابن شاه سلطان حسين
هنگامى كه محمود افغان به محاصره اصفهان اشتغال داشت به حكم پدر جهت جمع نمودن لشكر قدم از درون شهر بيرون گذاشت چند سال در جبال مازندران و غيره اوقات گذرانيدى و در نهايت پريشانى روز به شب و شب بروز رسانيدى بتحريك امراى خراسان و ساير بزرگان بدان صوب شتافت و باعتضاد نادر شاه سنهء هزار و صد و چهل و يك به تختگاه موروثى تمكن يافت چون بعيش و عشرت بهغايت مايل بود و از امور مملكت ذاهل و غافل بود در عاقبت امر و پايان كار ملاحظه ننمودى لاجرم فى شهور سنه هزار و صد و چهل و پنج نادر شاه وى را از مشاغل جهاندارى معزول ساخت و نام آن پادشاه را از وجوه دنانير و دراهم برانداخت . مدت پادشاهى آن شهريار من حيث الاختلال يازده سال بود .
شاه عباس ثالث ابن شاه طهماسب
چون نادر شاه شاه طهماسب را از سلطنت معزول گردانيد پسر هشتماهه او را بر اورنگ شاهى نشانيد و حكم كرد وجوه دينار و درهم را بنام ناميش مزين دارند و در ممالك محروسه فرمان قضا جريانش را قبول كردند تا آنكه سنهء هزار و صد و چهل و هشت اسم شاه عباس ثالث را از سكه برانداخت و دودمان صفويه را يكباره معدوم ساخت و از ايشان جز حكايتى در جهان نماند .
بيت :