تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
محروسه تصرف كردند و دود از نهاد دودمانها و آتش از خانها برآوردند مدت ده سال در كمال اختلال پادشاهى نمود آخرالامر خويش را از سلطنت معزول فرمود .

سلطان حمزه ميرزا ابن سلطان محمد

پادشاهى با عدل و داد و شهريارى شجاعت نهاد بود به حكم پدرش بر سرير سلطنت عروج نمود با طايفه روميه محاربات بزرگ و جنگهاى عظيم كرد ، فى شهور سنه نهصد و نود و چهار بتيغ بىدريغ دلاك پسرى بدار جنان روان گشت زمان سلطنتش شش ماه بود بيشتر و كمتر نيز گفته‌اند .

ابو المظفر شاه عباس بن سلطان محمد

تاريخ جلوسش : عباس بهادر خان ( 996 ) اتفاق افتاد پادشاه دولت يار و شهريار معدلت شعار بود بعذر طغيان امراى قزلباش و استيلاى ازبكيه و روميه بر ملك موروثى به قوت عقل و حسن تدبير اهل طغيان را به چنبر اطاعت درآورد و به نيروى بخت و راى صايب مملكت را از چنك اعداء دين بيرون كرد و در آئين لشكركشى و تربيت احبا و دفع اعدا قوانين نيك نهاد و آن پادشاه ذىجاه را با سلاطين روم و خوانين توران و حكام گرجستان و عساكر هند محاربات عظيم روى داد و در همه معارك نسيم فتح و ظفر بر پرچم علم آن شهريار نامدار بوزيد و چندين كافر از تيغ بىدريغ گذرانيد و چندين هزار از دين بيگانه بحسن سعى آن پادشاه زمانه با حق آشنا گرديد عاقبت فى شهور سنهء هزار و سى و هشت به فراديس قدس خراميد . مدت پادشاهى آن ظل الهى چهل و چهار سال بود .

شاه صفى بن صفى ميرزا ابن شاه عباس

اسم سامى آن شهريار گرامى سام ميرزا بود چون بر سرير سلطنت تمكن يافت شاه صفى مناسب نمود تاريخ جلوس آن شهريار از اين مصرع مفهوم مىشود . مصرع :
هم سام نريمانى و هم شاه صفى
در زمان آن شهريار عراق عرب از تصرف اولياى دولت صفويه بيرون رفت و به حوزهء تسخير امناء آل عثمان درآمد از آن تاريخ تا حال در تصرف گماشتگان آل عثمانست ممالك زابل را علىمردان خان بن گنج‌على خان زنگنه