آن تحصن جسته و ظفر بر آن مشكل و در اين حال جنك بىحاصل مىنمود لاجرم شهريار گردون وقار صرفه در جنك نديدند به تبريز معاودت فرمودند و از آنجا به ناحيت درگزين نهضت كرد قيصر روم وارد تبريز شده چند يوم توقف نمود آنگاه روى توجه بديار روم آورد داراى عقدهگشاى در همان ايام با احتشام تمام وارد تبريز گشت در سنه نهصد و بيست و يك مملكت خراسان را بشاه طهماسب بهادرخان شفقت نمود در سنه نهصد و بيست و دو قشلاق در تبريز اتفاق افتاد و در سنه نهصد و بيست و سه قشلاق در نخجوان واقع شد و در سنه نهصد و بيست و چهار اردوى كيهانپوى بدار الملك آذربايجان حركت نعوده قشلاق در همان ديار وقوع يافت در سنهء نهصد و بيست و پنج سلاطين دار المرز و شيخ شاه پادشاه شيروان بعز بساطبوسى همايون مشرف شده بعنايات خسروانه و عاطفت شاهانه مفتخر گشته به اوطان خويش بازآمدند در سنه نهصد و بيست و شش قشلاق در دار الملك عراق افتاده سلطان سليم خان سلطان روم از باطن فيض بواطن اولاد سلطان حيدر به علت طاعون پاى بعالم آخرت نهاد ، در سنه نهصد و بيست و هفت خسرو جهاندار بآذربايجان رفت و زمستان در نخجوان گذشت ، در سنه نهصد و بيست و هشت شاه طهماسب بهادر خان را از خراسان احضار فرمود آن ولايت را بشاهزاده سام ميرزا عنايت نمود و درمش خان را در ملازمت شاهزاده بخراسان ارسال داشت در سنه نهصد و بيست و نه قشلاق در دار الملك آذربايجان وقوع يافت در سنه نهصد و سى به جهت شكار بجانب بلده شكى خراميد بعد از نيل مقصود در مراجعت از آن حدود در قرب محال سراب مزاج نواب مالك رقاب از اعتدال باعتلال كشيد چون جاذبه داعى
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي »
غالب بود سعى اطباء به جائى نرسيد روز شنبه نوزدهم شهر رجب سنه مذكوره جهان فانى را وداع نموده به روضه رضوان خراميد .
بيت
دريغ آن شهنشاه صاحبقران * جم تاجبخش ممالكستان
دريغ آنكه ديگر نبيند سپهر * نظيرش در آئينه ماه و مهر