نعش مورد الانوار آن شهريار ديندار را بدار الارشاد اردبيل نقل نموده در حظيره مقدسه صفويه مدفون ساختند .
بيت
آنكه نمرده است و نميرد خداست * آنكه تغير نپذيرد خداست
عمر شريف آن پادشاه ولايت جاه سى و هشت سال بود و مدت بيست و چهار سال من حيث الاستقلال پادشاهى نموده آن شهريار ولايت شعار بهغايت شكار دوست بود در صيف و شتا از آن شغل خود را معاف نمىنمود در حق سادات و علماء عالىدرجات پيوسته انعام وافر كردى و درباره فقرا و مساكين مراسم شفقت و مرحمت بجاى آوردى با فرقه صوفيان و عارفان كمال محبت داشتى و همواره تخم لطف و احسان در دلهاى گوشهنشينان و منزويان كاشتى و هر كس بديده شفقت منظور نظر عاطفتش گشتى مرتبه آنكس از سپهر برين و چرخ اثير درگذشتى از آن شهريار چهار پسر نامدار در صفحه روزگار يادگار ماند اول شاه طهماسب بهادر خان ، دوم القاص ميرزا ، سيم سام ميرزا ، چهارم بهرام ميرزا .
شاه طهماسب بن شاه اسماعيل
مظهر آيات الهى و مصدر عنايات نامتناهى مستخدم سلاطين نامدار و مستعبد خواقين جم اقتدار بود در قهر اعداء و تربيت احباء و ترويج شريعت غرا و طريقت بيضا ، يد بيضا مىنمود با وجود جمعيت اسباب سلطنت اكثر اوقات فرخنده ساعاتش به ملاهى نگذشته و اغلب روزگار سعادت آثارش بعد از اداى طاعت صرف غمخوارى جهان و جهانيان گشته .
بيت
هم ولايت در نسب هم پادشاهى در حسب * كو سليمان تا در انگشتش كند انگشترى
آب و آتش را اگر در مجلسش حاضر كنند * از ميان هر دو بر دارد شكوهش داورى
تاريخ ولادت آن شهريار دلافروز و آفتاب عالمسوز و تاريخ جلوس ميمنت مأنوس آن پادشاه دين پناه : بنده شاه ولايت طهماس ( 919 )