تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
بىاندازه بخشيده بر طبق حساب سابق نود و نه سلام سال سلطنت و رسالت در طايفه ياسائيان امتداد يافت آخر ايشان ياسان آجام بود كه با خيل خويش از اين سراى فانى بعالم جاودانى خراميد بعد از انتقال ياسان آجام كار و بار روزگار عاطل و باطل گرديد زيرا كه گلشاه بن ياسان آجام به جهان‌دارى ميل ننمودى و راه و رسم ملك‌دارى نه پيمودى همواره به عبادت معبود عمر سپردى و كسى به خلوتگاه گلشاه راه نبردى لاجرم ستمگران عهد بستند و دست ظلم و جور بر ضعيفان گشادند و صلاى ستمگرى و بيدادى در دادند و سرهاى سروران چون گوى بميدان در غلطيد و بقاع رفيع و قلاع منيع به خاك يكسان گرديد قراى معموره و بلاد مشهوره بجهان عدم شتافت نقود و جواهر از حيز حساب بيرون و اجناس و امتعه از شمار و هم افزون تاراج يافت شيوه مردمى و آدميت از گيتى برانداختند خلايق بسان وحشيان در غار و كوهسار مسكن ساختند .

ظهور كيومرث

چون پريشانى عالم و عالميان به‌غايت رسيد و جور اهل ظلم و عدوان به نهايت انجاميد حضرت سبحان گلشاه را كه بين مورخين اسلام به كيومرث شهرت دارد به افسر رسالت و تاج سلطنت مفتخر و سرافراز گردانيد بارشاد كافه عباد و هدايت خلايق ارسال فرمود كيومرث به حكم يزدان آئين دين و داد بر عالم و عالميان ظاهر ساخت و رسوم ظلم و ستم از جهان و جهانيان برانداخت جهان را آباد و خلق را دلشاد كرد و اهل دانش را در آغوش لطف و احسان بپرورد و حضرت خلاق از راه اشفاق به كيومرث كتاب فرستاد و جميع خلايق بفرمان گلشاه گردن نهادند يزدانيان گلشاه را ابو البشر گويند بسبب آنكه غير از گلشاه و فرزندان او در عالم بنىآدم نبود زيرا كه همگى در ساحت جدال و قتال راه عدم پيش گرفتند بر ضمير ارباب بصيرت مستور نماند كه آنچه از تاريخ موغان مفهوم مىگردد اينست كه جميع كتب و صحايف مه‌آباديان و فرقه جيان و زمره شائيان و طبقه ياسائيان و گروه پيشداديان و قاطبه كيانيان تا زمان دولت گشتاسب آنچه نازل شده همگى موافق شريعت مهباديان بوده و تمام پيغمبران تقويت ملت مهباد مىنموده‌اند و زند و اوستا كه هر دو كتاب زردشت ابن يورشسب است بر وفق شريعت مهباد تاويل نمايند