استغاثه نزد پيكر اختر مىبردند و همواره طريق بندگى و عبوديت حضرت ايزد را در آتشگاه پيكركده مىسپردند و آتش را هم از مظاهر تامه دانند . و در شريعت مهباد مقرر چنانست كه زندبار يعنى حيوانات بىآزار كشتن حرام و تند بار يعنى جانوران سباع و مردمآزار قتل نمودن واجبست خلاصه مهباد و مهباديان در معمورى اين جهان سعى موفور بجاى مىآوردند و در آبادى عالم و عالميان جد تمام و جهد لا كلام مىكردند و در تاريخ ايشان مذكور است كه بعد از مهباد سيزده پيغمبر متعاقب يكديگر موسوم به آباد مبعوث گشتند و از صحف و كتب آنچه بر ايشان نزول يافت مضمون همگى بر تقويت دين مهباد بود بعد از چهارده آباد نيز پسران بعد از پدران بطنا بعد بطن مقتدا و پيشواى خلق بودند و راه و رسم داد و عدل مىنمودند جمعى از ايشان بتاج نبوت سرافراز و بعضى به خلعت خلافت ممتاز شدند مدتهاى مديد نبوت و سلطنت در خاندانهاى ايشان دوام يافت چنان كه در حساب مهباديان يك دوره زحل كه عبارت از هزار سال باشد يك روز است و چنين سى روز را يك ماه دانند و دوازده ماه را يك سال خوانند و چنين هزار سال را يك فرد خوانند و چنين هزار فرد را يك مرد دانند و هزار مرد را يك جاد اسم گذارند و هزار جاد را يك راد شمارند و هزار راد را يك زاد گويند بدين موجب صد زاد سال دين و دولت و ملك و ملت در دودمان مهباد بر قرار ماند نهايت اين طايفه آباد آزاد است كه از سلطنت و حكومت دست كشيد و در گوشهء خمولى انزوا گزيد و از كار و بار جهاندارى خويش را معزول ساخت و به عبادت يزدان و پرستش حضرت سبحان پرداخت به علت عزلتآباد آزاد عالم رو به خرابى نهاد و ملك كجرفتار ابواب محن و فتن بر روى روزگار خلايق بگشاد ديو سيرتان جهت حب مال دشمن جان مردمان شدند گروه اشرار بر زير دستان خيره گشته چندان سفك دماء نمودند كه از خون بيچارگان از هر طرف سيل برخاست و خلق بسان سبوع و وحوش در قلال جبال مسكن ساختند و رسوم دين و قواعد آئين از جهان برانداختند بر طبايع كافهء ناس سبوعيت غالب گرديد و آتش ظلم و جور بفلك مينافام رسيد جمعى از دانايان كه در زواياى خمولى انزوا داشتند به خدمت جىافرام ابن آباد آزاد كه در كهوف جبال به عبادت ايزد متعال مشغول بود
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٢٨