و زردشت را وخشور سيميارى يعنى پيغمبر رمزگوى خوانند .
ظهور زردشت
چون در اوان گشتاسب كيش مهباد سستى و آئين اهرمنپرستى ظهور يافت از طريق ايزدشناسى بجز اسم و از آئين يزدانپرستى غير از رسم در ميان مردم نماند باز ار خداپرستى كاسد و مزاج عالم و طباع بنىآدم فاسد گشت حضرت سبحانه و تعالى بر خلايق شفقت فرمود زردشت ابن يورشسب را كه از نژاد ايرج بود بتشريف رسالت مشرف نموده بهدايت كافه عباد ارسال فرمود بامر حضرت يزدان بمجلس گشتاسب خراميد در حينى كه گروه حكيمان و مؤبدان و جادوگران از هر فرقه حاضر بودند گشتاسب را بدين بهى دعوت نمود خسرو ايران معجزه و دانشمندان برهان طلب فرمودند زردشت به معجزه ظاهره و براهين باهره شاه ايران و زمرهء دانشوران را ملزم و عاجز گردانيد چگونگى الزام دانايان و كيفيت ايمان آوردن خسرو ايران در ضمن احوال بلخ از مساعدت بخت مأمول است چون گشتاسب دعوت زردشت را به اجابت مقرون ساخت و در اين كيش و ملت راسخ گشت رسوم مذموم از عالم برانداخت دگرباره آئين ديندارى و قانون نكوكارى در روزگار آشكارا گرديد و رياحين بهجت و خرمى از بوستان ملك و ملت دميد كار و بار عالم انتظام يافت و قواعد بدعت بديار ادبار شتافت گشتاسب بامر زردشت فرمان داد كه در اقطار و امصار عالم آتشكده سازند و خلايق به روش دين و آئين زردشت پردازند چون منشاء مولود زردشت ديار آذربايجان بود نخستين آتشكدهاى كه در ممالك محروسه بنام زردشت احداث شد در آن ولايت بود لهذا بآذربايجان موسوم گرديد
حكمرانان آذربايجان قبل از اسلام و بعد از آن
پوشيده نماند كه پيوسته گماشتگان ملوك فارس در آن ولايت استقلال داشتند و گاهى از نژاد ايشان لواى فرماندهى مىافراختند چون آفتاب دولت اسلام از مشرق ايمان تابيدن گرفت در سال بيست و دو هجرى در زمان خلافت عمر بن خطاب مغيره آن ولايت را بطريق صلح مفتوح ساخت بنياد كفر و اساس شرك از آن ديار برانداخت بعد از خلافت خلفاء آن سر زمين مسخر اولياى بنى اميه گرديد چون دولت امويه به پايان رسيد به حوزهء تسخير بنى عباس درآمد مدتهاى ديد در تصرف عباسيان بود چون به حكم بىچون اساس خلافت