تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
روان گشتند بنا بر پاكى افرام را جىافرام مىگفتند چه كه در لغت مهباديان جى پاك را گويند زمرهء دانشمندان بعرض جىافرام رسانيدند كه تباهى جهان را جز ذات بابركات تو پناهى نيست و مرض اختلال عالم را غير از آميزش وجود تو شفائى نمىدانيم بعضى احاديث كه بر فضيلت آن كار دلالت مىكرد بر جىافرام خواندند و برخى اخبار كه بر رعايت رعيت و زيردستان مناسبت داشت بعرض وى رسانيدند التماس خردمندان به درجهء قبول نيفتاد تا آنكه حضرت عزت بر جىافرام وحى فرستاد و جىافرام بفرمان ملك علام بر سرير نبوت و سلطنت اجلال فرمود و خلايق را در ظل حمايت و كف كفايت خويش آسوده و مرفه الحال نمود مردم اشرار و گروه تبه روزگار روى بغار ادبار آوردند شير با آهو و باز با تيهو آشتى كردند قرن‌هاى بسيار و مدتهاى بيشمار ملك و ملت در خاندان جىافرام امتداد كشيد چنان كه در حساب فرقه جيان يك دور زحل كه عبارت از سى سال باشد يك روز است و چنين سى روز را ماه گويند و دوازده چنين ماه را سال گويند و صد هزار چنين سال را يك سلام خوانند و صد سلام را يك شمار دانند و صد شمار را يك اسپار و صد اسپار را يك راده و صد راده را يك زار و صد زار را يك آواز و صد آواز را يك پى آواز گويند بموجب حساب مذكور يك اسپار سال دين و دولت در خانوادهء جيان امتداد يافت و نهايت اين فرقه جىآلاد بود كه از ميان خلق كناره نمود و به عبادت معبود حقيقى مشغول گرديد . بر فضلاى دانشمند مخفى نماند كه در كتب مبسوطه مه‌آباديان مسطور است كه جىافرام از نژاد آباد آزاد است ، جىافرام پسر آباد آزاد به جهت آن گفته‌اند كه بعد از آباد آزاد در خوبى سيرت و نيكى سريرت بكمال جىافرام كس نبود و الا ميان جىافرام و آباد آزاد قرنهاى فراوانست و همچنين ميان شائىگليو و جىآلاد واسطهء بسيار است و ميان شائى مهبول و ياسان و گلشاه وسايط فراوانست . مورخان مه‌آباديان چنين گفته‌اند كه چون محرمان جىآلاد را در معبد خود نيافتند ملازمان درگاه به جستجوى وى بهر جانب شتافتند كسى از جىآلاد اثرى نديد و خبرى نشنيد كار جهان و جهانيان بيشتر از پيشتر پريشان و ابتر گرديد عالميان