مهآباديان بمعنى بسيار باشد چون اين گروه از ساير فرق بيشترند لاجرم ايشان را بهپاس موسوم ساخت و پاس بمعنى آبادى نيز آمده چه اين جماعت آبادى و سبب معمورى عالمند .
چهارم گروهى جهت هرگونه خدمات و رفع زحمات معين ساخت و اين فرقه را مسمى بسود گردانيد زيرا كه ايشان سبب تنآسائى خلق و خلق به جهت ايشان آسودهاند .
جهان را به مثابهء چهار عنصر گشوده ساخت اسباب نظام عالم و اوضاع بنىآدم را مرتب و منتظم پرداخت و در روزگار بوقلمون طريق مهر و قهر آشكار گشت معرفت حضرت يزدان و پرستش خداى عالميان پديدار شد حضرت سبحانه و تعالى مهاباد را كتابى فرستاد سپايشنام كه در آن هرگونه علم و هر زبان اعلام و آن مشتمل به چندين لغت و بهر لغت چندين دفتر داشت و در آن زبانى بود كه به زبان جهانيان مشابهت نداشت و آن كتاب را زبان آسمانى نام گذاشت مهباد بهر طايفه لغتى داده بموضع مناسب ارسال داشت از زبان مهباد پارسى و تازى و تركى و امثال آن آشكار گشت در اين خرابآباد كتابى است از مهباد آن كتاب را شرحها و ترجمهها نمودند من جمله ترجمه بزرگمهر است كه جهت قباد و پسرش نوشيروان معدلت نهاد ترتيب داده بعضى از مضامين آن ترجمه اينست كه : ذات يزدان از جميع الوان و اشكال معرا و از وصف فصحاى روزگار و بلغاى هر ديار مبراست عقول عقلاء و فهوم حكماء در معرفت صفت آن ذات حيران و جمله مخلوقات در چگونگى آن ذات بىچون سرگردان و همه موجودات پرتوى است از وجود حضرت يزدان و علمش به همهء ممكنات يكسانست و كار سبحانه و تعالى برتر از اقرار زبانآوران و هر چه ادراك آدمى درك نمايد برتر است از آن . و نيز در آن كتاب مذكور است كه مبدا حقيقى سبحانه و تعالى اجرام سماوات و كواكب را چنان آفريد كه از گردش و حركات آثار ايشان بىشك در جهان پديد است و حوادث امهات سفلى بىشبهه از آباى علوى است لهذا تعظيم ايشان نمودن و قبله حاجات دانستن روا و هر يك آن اختران را در هنگام خود عبادت كردن سزاست لاجرم مهباديان هر موضعى كه آتشكده بود برابر آن هيكل اخترى مىساختند و بتعظيم و تكريم آن اختركده مىپرداختند و جمهور خلايق هنگام شدايد
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٢٧