ذكر هر يك در موضع خويش از خداوند توانا و درويش مأمول است . حاصل آنكه ديار ايران هميشه مسكن سلاطين جم شوكت و مقر خوانين فريدون حشمت بوده پيوسته ائمه دين و علماى صاحب يقين آن سرزمين را ستودهاند همواره آن مكان به زيور عرفاى كبار و حكماى عالىتبار آراسته و به حليهء دانشوران عظام و دانشمندان والامقام پيراسته و ذكر بعضى از ايشان را مسود اين اوراق ذكر خواهد نمود الاعانة و التوفيق من الله المعبود
بيت :
الهى غنچه اميد بگشاى * گلى از روضهء جاويد بنماى
حديقهء اول محتوى بر پنج گلزار است
گلزار اول در گفتار ديار آذربايجان
بر ضمير منير دانشوران روزگار و بر رأى جهانآراى خردمندان هر ديار مخفى و محجوب نماند كه آذربايجان دياريست معروف و در السنهء و افواه موصوف بحسب آب و هوا و صفوت و صفا ممتاز ، مشتمل است بر چمنهاى خوش و مراتع دلكش جبال راسيه و تلال عاليه و هفده شهر آباد و بيست و نه قصبه خجسته بنياد ، مسكن ارباب حشم از قبايل قزلباش و مأمن اصحاب خدم از عشاير نصرت تلاش ، محدود است از طرف شمال بولايت موغان و شيروان و جبال البرز و ، از سمت جنوب بعراق عجم و كردستان ، و از جانب مشرق بديار خلخال و گيلان و طالش و ديلم ، و از جهة مغرب ببلاد ارمن و گرجستان قديم الايام از بندر بادكوبه الى ولايت خلخال نود و پنج فرسخ طولا و از قصبهء ماجردان تا جبل سينا پنجاه و پنج فرسخ عرضا بوده و تختگاه آن سرزمين قبل از اين شهر مراغه بوده اكنون سالهاى فراوانست كه دار الملك آن ديار قبة الاسلام تبريز است و جميع آن ولايت مشتمل است بر اقليم چهارم . قديم الزمان آن مكان را آذرپيگان مىگفتند چه كه آذر در لغت فرس آتش را گويند و پيگان بكاف پارسى محل و مكان را نامند يعنى آتشگاه و آتشكده چون در بدايت آتشپرستى در آنجا آتشكده چند احداث نمودند لاجرم مسمى بآذرپيگان گرديد . هنگامى كه اهل اسلام در تسخير آن ولايت پرداختند . مالكان ممالك خبر در عمارت آن كشور