تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
رسانيدند و گروه انبوهى از اناث و ذكور معدوم و نابود گردانيدند .

نادر شاه

نادر شاه افشار ابن امام‌قلى بيك از جماعت قزلباش در سنهء هزار و صد و چهل و يك آن ملك را از مخالفان انتزاع نموده در اندك زمانى براقع بسيار از چهره عرايس بقاع گشود مدت دوازده سال قهرمان بالاستقلال بود آخرالامر اقارب آن پادشاه ذىجاه الاقارب كالعقارب را ظاهر ساخته بقتل آن نادر روزگار پرداخته هرج و مرج كلى در ديار ايران به هم رسيد و انواع فتنه و فساد به نهايت انجاميد ذكر هر يك در محل خويش از فضل اين « 1 » مأمولست .

زنديه

مقارن اين حال كوكب اقبال زنديه از مشرق جلال طالع و لامع گرديد و شش نفر از فرقه زنديه به رتبهء امارت رسيدند نخستين ايشان محمد كريمخان بن جعفر خان دوم زكى خان سوم صادق خان چهارم علىمراد خان پنجم جعفر خان ششم ايشان لطف‌على خان است كه در دست آغا محمد خان ابن محمد حسن خان قاجار كشته شد .

قاجاريه

آنگاه آفتاب جلال قاجاريه از افق اقبال طالع گرديد مقدم ايشان شهريار جهانگير آغا محمد خان بود كه در سنهء هزار و صد و نود و هشت اكثر ملك ايران را مسخر گردانيد تمادى چهارده سال لواى جهانگيرى و جهاندارى بر سپهر برين رسانيد عاقبت در سنهء هزار و دويست و يازده در بلده شوشه بدست خادمان خويش بقتل رسيد قباى دارائى بر بالاى دارا شكوه فتحعلى شاه ابن حسين‌قلى خان راست آمد بموجب وصيت عم خويش بر تخت فرماندهى استقلال يافت و هر يك از اعداء دولت به بيغوله‌اى شتافت اكنون كه سنهء هزار و دويست و سى و هفت هجرى است مدت بيست و شش سال است كه در مسند سلطنت در كمال استقرار و استقلال است . مخفى نماند كه ملوك كامكار و سلاطين گردون وقار از زمان ملوك عجم تا اوان دولت قاجاريه در كشور ايران بوده‌اند و جمعى از ايشان پادشاه عهد را اطاعت و انقياد و بعضى ديگر از غايت شوكت تاج‌بخش و ممالك‌ستان بوده‌اند و برخى جهت صلاح دولت خويش ابواب و داد و انقياد بر روى سلاطين عصر گشوده‌اند
هامش
( 1 ) - كذا