سبحه يك سو نه دمى بركش و زنّار ببند * ز ان كه در كوى حقيقت ز مجاز آمدهاى
مطرب آهنگ حدى ساز كه يك سال دراز * منتظر بودم و اكنون ز حجاز آمدهاى
بوسم اى باد صبا رويت و بويم مويت * كه از آن زلف و ره دور و دراز آمدهاى
كس نگويد تو كدامى و چه نامى صهبا * كه بر ابناى زمان محرم راز آمدهاى « 1 »
[ 16 ]
اساس عالم هستى بساط باده پرستى * اگر نداشت ندانم چه داشت عالم هستى
زمين ميكده را برتر از سپهر شمارم * چه حكمت است ندانم در اين بلندى و پستى « 2 »
[ 17 ]
ز بس بديع جمالى ، ز بس لطيف كلامي * ندانمت چه نويسم ، بخوانمت به چه نامى
غلام تاك شدم در هواى باده و غافل * كه خواجه دختر خود را نمىدهد به غلامى
هامش
( 1 ) - اين غزل در نسخهء « ت » نيست .
( 2 ) ش : - اساس عالم . . . پستى .