تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
سبحه يك سو نه دمى بركش و زنّار ببند * ز ان كه در كوى حقيقت ز مجاز آمده‌اى مطرب آهنگ حدى ساز كه يك سال دراز * منتظر بودم و اكنون ز حجاز آمده‌اى بوسم اى باد صبا رويت و بويم مويت * كه از آن زلف و ره دور و دراز آمده‌اى كس نگويد تو كدامى و چه نامى صهبا * كه بر ابناى زمان محرم راز آمده‌اى « 1 »

[ 16 ]

اساس عالم هستى بساط باده پرستى * اگر نداشت ندانم چه داشت عالم هستى زمين ميكده را برتر از سپهر شمارم * چه حكمت است ندانم در اين بلندى و پستى « 2 »

[ 17 ]

ز بس بديع جمالى ، ز بس لطيف كلامي * ندانمت چه نويسم ، بخوانمت به چه نامى غلام تاك شدم در هواى باده و غافل * كه خواجه دختر خود را نمىدهد به غلامى
هامش
( 1 ) - اين غزل در نسخهء « ت » نيست . ( 2 ) ش : - اساس عالم . . . پستى .
مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى ) — صفحة 266 | محمد رضا قمشه اى / حامد ناجى اصفهانى / خليل بهرامى قصرچمى