[ 13 ]
در بىخبرى از تو صد مرحله من پيشم * تو بىخبر از غيرى من بى خبر از خويشم « 1 »
[ 14 ]
الكون خال قد بدا من جماله * و لقد تجلّى خدّه من خاله « 2 » !
[ 15 ]
اى كه در حلقه ارباب نياز آمدهاى * چشم بد دور كه با عشوه و ناز آمدهاى
سحر گيسوى تو نازم كه به جادوى دلم * مو بر آشفته و خوش شعبده باز آمدهاى
مى حرام است ز دست صنم باده فروش * خاصه اكنون كه به صد گونه طراز آمدهاى
آخر اين شهر مگر مسجد آدينه نداشت * كه به ميخانه تو زاهد به نماز آمدهاى
شمع همّت همه جا بر نفروزيم و ليك * چكنم با تو كه با سوز و گداز آمدهاى
هامش
( 1 ) - فرهنگستان : + خطاب به ملائكه عليين مىفرمايد .
( 2 ) در نسخه ت و ش اين قسمت نيست . به نقل از نامه فرهنگستان علوم ، ش 6 - 7 ، ص 92 - 93 به نقل از نسخه ا شرح فصوص الحكم مرحوم حاج آقا حسن فريد اراكى .