تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
هيچ سائل ز در ميكده محروم نرفت * به كجا كرد توان رو ز چنين درگاهى خوشه از خرمن صاحب كرمى بركه به قدر * پيش او حاصل كونين كمست از كاهى يوسف مصر معانى توئى آخر ز چه روى * مىكنى عمر گرانمايه تلف در چاهى روز خود بىمى و معشوق مكن شب همه عمر * خردسال است كه يك هفته بود بىماهى قدمى هم به صفا بر در ميخانه گذار * تا مگر دست تو گيرند صفى اللهى

[ برده عقل و هوش از من دلبرى قدح نوش ]

برده عقل و هوش از من دلبرى قدح‌نوشى * نازنين گلندامى ياسمين بناگوشى زيركى زبردستى چابكى قضا شستى * روز تا به شب مستى پاى تا بسر هوشى رند حيله‌پردازى شوخ فتنه‌اندازى * دل‌فريب طنازى بذله‌گوى خاموشى شاهدى كمان ابرو مهوشى مسلسل مو * ريخته فرو گيسو تا كمرگه از دوشى هشته نى به كس جانى يا سرى و سامانى * غيب مردمان دانى عيب عاشقان پوشى هركه بيند از دورش مىشود به دستورش * پيش چشم مخمورش عبد حلقه در گوشى