دانى تو و ليك هم گمانم به تو چيست * آن كن كه گمان بنده بر تست فقط
*
گر راه روى تجاوز از خط صراط * حاشا كه بتفريط كنى يا افراط
توحيد ره است و شرك اضافات طريق * ره صاف شد ار اضافهات شد اسقاط
*
لفظى كه نباشد آگه از وى لافظ * بود آنكه به قصه بافت بر هم واعظ
مىداشت بمعنى ار حديثى محفوظ * به زانكه بود بر اين خبرها حافظ
*
اى كون و مكان ز خوان جودت محفوظ * در ظل عنايت تو اشيا محفوظ
با عين تو كى بود عيانى معلوم * با بود تو كى شود وجودى ملحوظ
*
گر ميرى و مر تراست اقليم وسيع * ور صاحب مكنتى و اورنگ رفيع
ارزان به تو باد هرچه دارى كه صفى * بىاينهمه در دو كون شاه است و شجيع
*