اى آنكه منزهى تو از شبه و شريك * مملوك تو باشد آنچه هست از بد و نيك
نزديكترى تو چونكه از من بر من * هم راه مرا ز خود به خود كن نزديك
*
اى آنكه توئى بذات خود عين كمال * بر خلق رسد ز خوان جود تو نوال
پوشى تو معايبم چه حاجت به كسان * دانى تو حوائجم چه حاجت بسؤال
*
گر طالب ره شدى ز مردان سبل * جو راهروى گذشته از جزو و ز كل
كن مغز خرد معطر از طيب رسل * در بزم صفى كه او گلابيست ز گل
*
اى آنكه بذات تست ذات تو دليل * بر معرفتت عقول و افهام عليل
عرفان تو دل ز نور برهان تو يافت * عارف به تو ورنه كى شود عقل كليل
*
يا رب به تو عرض ناتوانى چكنم * اظهار حوائج نهانى چكنم