آور به نظر كه چشم نيكى ز خداى * مىدارى و هم بذى و هم بدكردار
*
اى نار خداى پاك و بىمثل و نظير * افتاده سرم ز بار عصيان بر زير
جرمم تو بجمع رحمت خويش ببخش * دستم تو بدست قدرت خويش بگير
*
گر بادهخورى با صنمى زيبا خور * يا با مردى قوى دلى دانا خور
گر نيست ترا رفيق و يارى همدم * مى هيچ مخور و گر خورى تنها خور
*
مى را بيقين بدست انجام مخور * ور زانكه خورى بجهد و ابرام مخور
با مردم رذل و بله و بدنام مخور * پيوسته مخور عيان مخور خام مخور
*
يا رب نشود بلاكشى محرم هجر * عشق ارچه كشد و ليك داد از غم هجر
پروانه به شعله داد تن را بفراق * او را دم وصل كشت و ما را غم هجر
*