تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
هركس كه رهى گزيد رهبر نشود * هر حيه‌درى بدهر حيدر نشود كى گام پى صفىعليشاه نهد * تا مرد مجرد و قلندر نشود
*
درويش اگر فناى فى اللّه شود * ز اسرار وجود جمله آگاه شود اما نرسد كسى به اين رتبه مگر * بر وى نظرى ز مرشد راه شود
*
رفتن بخرابات حسابى دارد * رو همره آنكه فتح بابى دارد اين درس به مستى و خرابى خوانند * نه مدرسه‌اى و نه كتابى دارد
*
ميخانهء ما گشاده بابى دارد * دلها همه را زنده به آبى دارد نقصى نبود دليل آبادى اوست * مانند صفى اگر خرابى دارد
*
خوش آنكه حديث كفر و ايمان نشنيد * افسانهء كافر و مسلمان نشنيد